رنگ هایی که القای ارزش می کنند

42c09f6a-480e-48eb-9d2a-04c160e892f7
رنگ هایی وجود دارند که بهترین کاربرد آن ها در نمایش اشیاء عتیقه و پرارزش است. سبز زنگاری، که مثل کپک روی مس می ماند؛ قرمز خرمایی، که رنگ کارهای چوبی براق قدیمی است؛ آبی اقیانوسی که هرچند رنگ جدیدی است اما بازتابی کهنه دارد و زرد کهربایی که به خصوص در کنار سبز زنگاری رنگ انحصاری آرایش محیط های اشرافی است. برای ساختن رنگ های کهنه کافی است در ترکیب آنها مشکی بیشتری بکار برد و زمینه کاری حتما رنگ هایی باشد که به اصطلاح عقب می روند مانند آبی، تا رنگ اصلی خود را نشان دهد.

از رنگ های کهنه در آراستن و دکور مکان های رسمی، تالارهای عمومی، سالن کنفرانس های دولتی، سرسرای هتل های مجلل و کلا هر جایی که می خواهند محکم و باارزش نشان داده شود استفاده می کنند.

امیر معظم

معرق کار از ارومیه

وقتی فهمیده بودند ما به دنبال دفتر کوچکی می گردیم پیشنهاد داده بودند از کارگاه ایشان استفاده کنیم. این طور بود که ما با آقای معظم آشنا شدیم. قسمت این نبود که از کارگاه ایشان استفاده کنیم اما اقبال این را داشتیم که با آثار زیبای ایشان رو در رو شویم.

متولد ۱۳۵۸ اند، از شهر ارومیه. با اعتقاد راسخی به ما گفتند خودشان را هنرمند نمی دانند و تمام اصرارهای ما در این زمینه بی اثر بودند. اطمینان عمیقی به این اصل داشتند که هنرمندی فقط به دانستن صنعت کاری نیست، بلکه به اخلاق هنری داشتن است.

رشته ریاضی را در دانشگاه نیمه کاره رها کرده اند. شروع فعالیت های هنری ایشان از سال ۷۲ در زمینه صنایع چوبی بوده است. از کنده کاری ساده و هنرهای بومی شهر ارومیه شروع کرده و در ۷۶ دوره های معرق و منبت را گذرانده اند. نهایتا در سال ۸۳، دوره پیکرتراشی را نیز به اتمام رسانده اند.

ظرافت و دقت را نه فقط در کارهای آقای معظم که در کارگاه و رفتار و کردارشان هم می شد دید. از تزئین با حوصله تمام آن کارگاه نقلی گرفته تا چایی های خوش عطری که از ترکیب هزار و یک گیاه درست می کردند. از کارهایشان هم گفتن کفایت نمی کند، چه تابلوهای معرق و خط شان، چه جعبه ها، و چه هر کار دیگری که خلق کرده اند. امیدوارم شما هم لااقل به اندازه ما از آن ها خوش تان بیاید.

مریم

تولیدکننده کیف های بافتنی

مریم سال ۱۳۶۲ در شهر رامسر متولد شده است. مدرک لیسانس مدیریت دولتی دارد و خودش درباره نحوه آشنایی اش با کارهای هنری این طور نوشته است:

«من کاملا اتفاقی با این هنر آشنا شدم و تنها چند ماه است که شروع به بافتن کرده ام و بسیار از کارم لذت می برم. این کار مثل یه دریا بی انتهاست و صادقانه بگم در مقابل کارهای دوستان کارهای من مثل یک قطره است در مقابل این دریا.»

مریم معتقد است مردم برای کارهای هنری ارزش زیادی قائل نیستند. او می گوید بارها برایش پیش آمده که کارهایش را ببینند و از آن ها خوششان بیاید و بخواهند سفارش کاری را بدهند، اما قیمتی که پیشنهاد داده اند حتی از قیمت مواد اولیه کار هم کمتر بوده است. کالاهای تولید انبوه و اغلب بی کیفیت چینی با قیمت های نازل بازار را پر کرده اند و مردم فکر می کنند کار دست هم باید به همان قیمت باشد در حالی که این غیرممکن است.

کیف های بافتنی مریم از جنس های مختلفی هستند، دخترانه و بازیگوش.

مسعود غفوری

سازنده صنایع چوبی از اصفهان

آقای مسعود غفوری سال ۱۳۶۳ در شهر اصفهان متولد شده اند و هم اکنون نیز ساکن این شهرند. مدرک مهندسی مکانیک دارند و دو سال به دنبال کار گشته اند و نهایتا به صنایع دستی روی آورده اند. بزرگترین مشکل شان را هم مساله فروش و بازاریابی برای محصولات شان می دانند. مشکلی که احتمالا تمام تولیدکنندگان صنایع دستی به نحوی با آن درگیرند.

فروغ

گروه تولیدکننده محصولات چرمی، کاشی شکسته و… از تهران

هر اتفاقی، هر چند بد، می‎تواند نقطه آغاز تغییر باشد. خانم طاهری از اتفاق بدی که در زندگی هر کسی می‎تواند بیافتد یک فرصت برای قدرتمند شدن یافت. او بعد از جدایی از همسرش شروع به یادگیری هنرهای دستی کرد. هر هنر جدیدی که می‎آموخت او را به سمت هنری دیگر سوق می‎داد.

در یکی از کلاس‎های هنر آموزی سارا و او همکلاس بودند و وقتی از دغدغه‎های مشترک هم برای توانمندشدن و استقلال مالی صحبت کردند، تصمیم گرفتند بقیه راه با هم باشند. آن ها بعد از فراز و نشیب های بسیار توانستند یک اتاق کار برای خودشان تهیه کنند و تولید محصولات هنری خود را در آنجا انجام دهند. اتاق کوچک آنها پر از وسایل هنری از کاشی شکسته و کیف های چرمی تا زیورآلات است که تلاش دارند آن را به دست خریداران برسانند.

ثمر

یک سازمان فعال اجتماعی با تولیدات چرمی

این مجموعه مجموعه ای از جوانان و فعالینی است که هدف کار و فعالیت خود را کمک به روستاییان و نیازمندان می دانند. این موسسه در زمینه های مختلف مربوط به ایجاد اشتغال برای مخاطبین، طرح های فرهنگی روستاها، به مطالعه و تحقیق پرداخته و اقدام به اشتغالزایی می نماید.

کارآفرینی در روستا، با در نظر گرفتن توانمندی های ساکنین در زمینه های مختلف از جمله صنایع دستی، کشاورزی و دامپروری صورت می گیرد.

فعالیت هایی از قبیل آموزش تولید، تأمین لوازم و بازاریابی محصولات تولیدشده در روستا، در ردیف اقدامات انجام شده این موسسه می باشد.

صنایع دستی ثمر، نامی است که ثمره تلاش جوانان ایران زمین تحت آن عرضه می شود. تولیدات صنایع دستی ثمر تاکنون شامل چرمدوزی، گلابتون دوزی و تولید زیورآلات بوده است. از جمله فعالیت های صنایع دستی ثمر می توان به ایجاد اشتغال روستایی در استان های ایلام (شهرستان دهلران)، استان زنجان (شهرستان خدابنده)، استان خوزستان (شهرستان خرمشهر) و محرومین شهر تهران اشاره کرد.

اقتصاد

تولیدکننده لباس های بافتنی از تبریز

خانم اقتصاد متولد و ساکن تبریزند. یک بانوی خانه دار و ماهر در هنر بافتنی. سه پسر و یک دخترشان را بزرگ کرده اند و کم کم نوبت دارد به نوه ها می رسد. مادربزرگ ها هم که می دانید چطور هستند؟ مهربان و مهربان و مهربان.

ایشان معتقدند کارهای هنری به انسان آرامش می دهند و خودشان هم با بافتن کارهای دستی به آرامش می رسند. و من در حال نوشتن این سطور یک مادربزرگ مهربان را با لبخند بزرگش تصور می کنم که روی کاناپه راحتی اش نشسته و مشغول بافتن یک لباس کوچک برای کودکی کوچک است. و من فکر می کنم در رج به رج این لباس صدای خنده نوه ها و مهربانی یک مادربزرگ بافته می شود.

خانم اقتصاد مثل هر هنرمند دیگری دلشان می خواهد بافته هایشان را بر تن مردم ببینند و امیدوارند با معرفی در فضای اینترنت این مساله نیز حل شود. دستادست هم به همین امید است.

منیره منصوری

تصویرگر از تهران

خانم منیره منصوری متولد ۱۳۵۸ در تهران هستند. در هنرستان هنر آموزی کرده و تا مقطع کارشناسی هم تحصیلات عالیه دارند. ازدواج کرده و یک فرزند دارند. عاشق بچه ها هستند و برای بچه ها کار می‌کنند.

آدم به تماشای تصویرگری های ایشان که می نشیند ناگهان سر از دوران شیرین بچگی درمی آورد. دوران فرشته ها، لی لی بازی و ماهی های قرمز. دوران ترانه و باران. چقدر آدم دلش می خواهد دوباره بچه شود و برود توی همین تصویرها زندگی کند… خوش به حال همه بچه هایی که با تماشای این تصویرها بزرگ خواهند شد و خوش به حال تمام آدم بزرگ هایی که با این تصویرها دوباره کودکی هایشان را زنده خواهند کرد.

کاردستی

طراح و سازنده محصولات چرمی از کرج

ایشان متولد ۱۳۵۸ و از شهر کرج هستند. در پاسخ به سوال ما درباره اینکه دوره کودکی و نوجوانی را چطور و کجا سپری کردند، گفتند: “در مدرسه هایی کسل کننده و یکنواخت، بدون کوچکترین نشانی از خلاقیت، انرژی و حس مثبت.” شاید در پاسخ به همین یکنواختی و کسالت بوده که حالا دنیا دنیا رنگ و زیبایی خلق می کنند تا از کسالت زندگی های امروزی مان کم کنند.

ازدواج کرده و یک فرزند دارند. طرح های اصیل و ایرانی، ظرافت و زیبایی ساخته های دست ایشان را دوچندان کرده‌اند. شاید وقتی در یک روز شلوغ و خسته کننده، دست به کیف پول مان می‌بریم، با لمس لطافت و دیدن زیبایی آن، لبخندی از حس خوب آرامش بر چهره مان نقش ببندد.