گروه نینیا

تولیدکننده کیف های پارچه ای از تهران

نینیا گروهی زنانه است که تلاش دارد در مسیر کارآفرینی گام بردارد. آن ها برای معرفی خود چنین نوشتند:

«مجموعه نینیا به دنبال رنگ‌ها و نقش‌هایی است که جای آن در زندگی ما خالی‌ست. رنگ‌هایی زنده و شادی‌بخش که می‌توانند یادآور طبیعت باشند.

نینیا هدف خود را تولید محصولاتی متنوع و دست‌ساخته قرار داده‌است. این محصولات به تدریج در شاخه‌های گوناگون عرضه خواهد شد.

کلمه نینیا در زبان اسپانیایی، معنای دختربچه می‌دهد. محصولات نینیا شروع فعالیت خود را با محصولات دخترانه آغاز کرد و همین امر، دلیلی شد بر انتخاب این نام.»

یک لوستر کاموایی

اتاق کودک یا نوجوان، و حتی اتاق خواب خودتان را می توانید با این لوستر کاموایی تزئین دهید.

مواد لازم برای این کار کاموا در رنگ های مورد نظر شما، چسب کاغذی، قیچی، سیم، انبردست، و یک کارگاه گلدوزی به قطر دلخواه شماست. تمام مراحل کار به ترتیب در عکس ها نمایش داده شده اند.

208-1

208-2

گروه سرو

تولیدکننده زیورآلات از تهران

سمیه اسدی قجرلو خالق سرو و مدیر گروهی است که آرزوهای بزرگی دارد. او دلش می خواهد کارش را آن قدر گسترش بدهد که تعداد زیادی از زنان سرپرست خانوار در کارگاهش مشغول به کار شوند و برند سرو یک برند شناخته شده جهانی شود.

او که کارشناسی صنایع دستی و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارد، از سال ۹۰ فعالیتش را شروع کرده است. به رنگ ها و ترکیب شان بسیار اهمیت می دهد، البته نیازی به گفتن این مساله نبود، خودتان با دیدن کارهای سرو بلافاصله متوجه این مساله می شدید!

سمیه اسدی هنر و صلح را در ارتباط با هم می بیند، مثلا دستبندهای صلح و دوستی را ساخته و آن ها را هدیه دوستی و صلح می داند. به شاد زندگی کردن آدم ها هم اهمیت می دهد. رنگین کمانی از رنگ در کارهایش جریان دارند که آدم عاشقشان می شود و نمی داند کدام را انتخاب کند. رنگ هایی شاد که ما معتقدیم شادی و لبخند بیشتری را در زندگی مان به جریان می اندازند و به پوشش روزمره ما جان تازه ای می دهند.

تاریخچه ساخت زیورآلات

as63-1قدمت زیور آلات برابر با خود انسان است. از زمانی که انسان کهن با طبیعت پیرامون خود دست و پنجه نرم می کرد و برای گذران زندگی خوراک، پوشاک و دیگر مایحتاج فراهم می آورد، درک زیبایی شناسی نیز همراه با تجربیات روزمره در آن شکل گرفت.

تحقیقات باستان شناسی حاکی از آن است که نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده که صید می کرده است. این قطعه های کشف شده با یک رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشکیل مجموعه ای بدیع را می دادند که بسیار زیبا جلوه می کردند.

قدیمی ترین زیورآلاتی که توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدف هایی است که به صورت مصنوعی در آن ها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غار Grotte des Pigeons واقع در شرق مراکش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست، اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به ۱۱۰ هزار سال قبل است.

با پیدایش زیورهای فلزی و به کارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت. همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور کسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.

مساله جواهرات در تمدن های بزرگ باستانی تا هزاره ی چهارم و سوم قبل از میلاد بسیار جالب توجه است. ریسه ها و زنجیرهای فوق العاده زیبایی از جنس سنگ های قیمتی از قبرهای سلطنتی سومریان به دست آمده است و نیز تعداد قابل توجهی مهره های شیشه ای در ناحیه قفقاز. نوع دیگری از زیورهای مورد استفاده در منطقه ساکنان بین النهرین اشکال طلسم گونه ای بوده که از تراشیدن سنگ های کوچک به صورت تصاویری از حیوانات گوناگون مانند کبوتر، قوچ، پرندگان و قورباغه ساخته می شده. این اشکال دارای ارزش های معنوی و ماوراء الطبیعه ای بودند. به طور تقریبی در همان دوران، ساکنان مصر از سنگ صابون، که یکی از اولین مواد مرکب به کار گرفته شده در صنعت جواهرسازی است، در ساخت زیورهای خود استفاده می کردند. این سنگ، نرم و به آسانی تراشیده می شد.

مصریان قدیم با استفاده از سنگ های قیمتی، گردنبند های سنگین گوهرنشان و تاج سرهایی جهت استفاده بر روی کلاه گیس می ساختند. زحمت زیاد در تهیه جواهرات و دشواری کار ساخت قطعات موجب شد تا سازندگان این اشیاء به استفاده از مواد طبیعی و زیورهایی چون گردنبندهای گلی و برگ زیتونی و استفاده از اعضای حیوانات، به ویژه برای برگزاری مراسم و آیین های مذهبی، روی آورند. توجه بیش از حد به زیورهای ساخته شده از گل و گیاه به تدریج جای خود را به سایر مواد آلی موجود در طبیعت از قبیل عاج، استخوان، طلا و… داد. در کنار ساخت جواهراتی به شکل مجسمه های طلایی بزرگ و به کارگیری اغراق آمیز و افراطی سنگ های گوهر نشان، نظیر آنچه که از قبرهای فراعنه به دست آمده است، جواهرسازان، زیورهای ارزان قیمتی که متناسب با قدرت خرید طبقه متوسط و پایین جامعه بود، می ساختند. به طور مثال مهره های زینتی با استفاده از شیشه و نوعی سفال شفاف به نام فایانس. در طول تاریخ باستان از تمدن های مصر تا تمدن های رومی استفاده از شیشه های رنگی به جای مروارید، زمرد و فیروزه و سایر سنگ های قیمتی مرسوم بوده است. استفاده از مهره های شیشه ای نشانده بر ورق نازکی از طلا یا نقره، به جای مروارید، نیز رواج داشته است. این روش کم و بیش تا امروز نیز ادامه داشته و در کنار آن مهره های چینی به عنوان جایگزین مناسب برای سنگ های قیمتی نظیر فیروزه و سنگ لاجورد به طور گسترده، مورد استفاده قرار می گرفته است.

دامنه مواد و مصالحی که در جواهرسازی قومی به کار می رفته به قدری وسیع است که صنعت جواهرسازی اروپا را تحت تأثیر قرار داده است و به عنوان عظیمترین نیروی الهام بخش طراحی قرن بیستم به حساب می آید. تاثیر آداب و سنت های آفریقایی نیز بر این صنعت چشمگیر بوده است به طوری که مردم آفریقا و بسیاری از مردم آسیا بر خلاف اروپایی ها، هرگز راهی را که اجدادشان طی کرده اند، فراموش نکرده اند و هنوز هم به ساخت اشیاء و زیورهایی از جنس استخوان حیوان ها، چوب، صدف، ریشه گیاهان، دانه ها و حبوبات، اقدام می کنند.

از جمله ویژگی های مهم جواهرات قومی که هنگام مقایسه با شیوه های قبل به چشم می آید، جرات و جسارت فوق العاده سازندگان آن ها در به کارگیری رنگ ها و هماهنگی کامل مواد مصرف شده است، به طوری که در بسیاری موارد می توان مجموعه ای از مهره های شیشه ای مرجان های نتراشیده، استخوان ها و نقره کاری را یک جا و بر روی یک قطعه زینتی مشاهده کرد. هر یک از این مواد با رنگ های فیروزه ای، شیری، صورتی و نقره ای درخشان آمخیتگی رنگی زیبایی به وجود می آورند.

از دیرباز نیاز به ساخت زیورهای ارزان قیمت در کنار زیورهای قیمتی مطرح بوده است و جواهرسازان هندی در روزگاران دور اقدام به ساخت زیورهای ارزان قیمت کردند. انواع النگوها و زیورهای ساخته شده از جنس صدف، حلزون، شیشه، فلزات و نوعی صمغ حشرات به نام «لاک» از نمونه های ارزان قیمت ساخته شده در زمان گذشته است.

در دو هزار سال پیش از میلاد، ساکنان فلات ایران، ساختن جواهرات و زیور آلات را با دانه و مهره هاى رنگى آغاز کردند و بدین گونه، علاقه خود را به تزئینات و زیور آلات نشان دادند. در شهر سوخته جواهراتى مربوط به این دوره یافت شده است. در هزاره بعد، یعنى هزاره اول پیش از میلاد، تغییرات گسترده اى در صنعت جواهر سازى ایجاد شد. اجساد مربوط به این دوره، با زیورآلات مختلف، تزئین شده اند. این امر نشان دهنده پیشرفت این صنعت در این دوره است. در دوره هاى بعدى (هخامنشیان و پارتیان) استفاده از سنگ هاى قیمتى و همچنین جواهراتى با طرح هاى ساده و با مقیاس کوچکتر، متداول شد تا اینکه در دوره ساسانیان، هنر جواهر سازى، مانند سایر هنرها به شکوفایى رسید. کیفیت و پیچیدگى زیورآلات و سکه هاى مربوط به این دوره، گواه بر این امر است. پس از ساسانیان، استفاده از نقره نیز متداول شد و قطعات طلا بیشتر توسط زنان استفاده مى شد.

پس از ورود اسلام به ایران هنر جواهرسازى، تحت تاثیر کانون هاى هنر اسلامى قرار گرفت و بدین ترتیب، تغییراتى در این هنر ایجاد شد، همچنین استفاده از سنگ هاى قیمتى و نیمه قیمتى افزایش یافت.

در دو دهه اول پس از اسلام، طرح ها به طرح هاى کلاسیک روم شرقى محدود مى شد، اما در قرن هاى ۹ تا ۱۲، مدل هاى اسلامى آمیخته اى از طبیعت و اشکال هندسى بود. در قرن هاى بعدى ایرانیان از طلا، نقره و برنز، در ساخت زیور آلات استفاده مى کردند و همچنین ساخت طلسم و استفاده از طر ح هاى سمبلیک متداول شد.

سرانجام در دوره قاجار طرح هاى ایرانى، به شدت تحت تاثیر طرح هاى غربى قرار گرفتند. تاثیر طرح هاى اروپایى، از این دوره آغاز و تا کنون ادامه یافته است. به طوری که طرح هاى اصیل ایرانى رو به خاموشى رفته است.

تاریخچه نمد و نحوه ساخت آن

namad(چون یار جفا پیشه نمدمال بود

ما پیر نمدپوش و قلندر باشیم) مجمع الاصناف

نمد، واژه‌ای پهلوی با تلفظ اصلی namat است که عموم مردم به عنوان فرش از آن استفاده می‌کردند و یا قلندران و صوفیان از آن کلاه، نیم تنه، بالاپوش و کپنک می‌ساخته و می‌پوشیدند.

نمد ساده‌ترین نوع فرش است و ساخت آن احتیاج به دستگاه خاصی ندارد و نمدمالی از صنایع بسیار قدیمی است. درباره این که نمد برای نخستین بار در کجا تهیه شده هیچ گونه اطلاعی در دست نیست جز این که از دوره نوسنگی مردمی که با پشم گوسفند سر و کار داشتند نمد را می‌شناختند و اسناد و مدارک چینی ۲۳۰۰ ق.م درباره پادری، زره و سپر نمدی خبر می‌دهند. در واقع واضح است که کهن‌ترین شیوه و روش فراهم‌سازی زیرانداز که تاکنون شناخته شده نمدمالی است. قدیمی‌ترین نمونه‌هایی که از این صنعت به دست آمده، از گورهای تپه مانندی که در پازیریک آسیای مرکزی در حدود سال ۱۹۴۹- ۱۹۴۸ م. متعلق به ایران دوره هخامنشی است که به حالت یخ زده مانده‌اند.

در گذشته به جای نمدمالی، نمدگری و کسی را که در این شغل بود نمدگر می‌گفتند. و نمدپوش کسی بود که لباسی نمدی پوشیده باشد. هم چنین کنایات ویژه نمد نیز متداول بود. نمد افکنده کسی بود که در جایی اقامت کرده و قرار یافته است. و یا مقصود از نمدپاره، بضاعت و معیشت اندک بود. از سوی دیگر در طب عامیانه، وقتی کسی خراش و زخمی برمی‌داشت نمد را می‌سوزاندند و سوخته آن را روی زخم می‌گذاشتند که موجب انعقاد خون می‌شد.

نمد از حیث مشخصات فنی و طرح و نقش بسیار جالب و در خور ستایش است. تولید فرش‌های نمدین، به مراتب ساده‌تر از تهیه سایر فرش‌ها نظیر قالی و گلیم است و با این که از لحاظ مقدار مواد اولیه مورد نیاز تفاوت چندانی با قالی و گلیم ندارد، با این حال به واسطه سهولت و سرعت عمل تولید، بسیار ارزان تر از آن‌ها است. در گذشته نمد در بیشتر نقاط ایران تولید می‌شده و از مراکز عمده آن به چهارمحال و بختیاری، گلستان، کرمانشاه، فارس، اصفهان و… می‌توان اشاره کرد. اگرچه به علت ارزانی قیمت نمد، بیشترین مصرف‌کنندگان آن، عشایر و روستاییان هستند ولی نمد با نقوش زیبا و اصیل و رنگ آمیزی‌های دلپذیر از توجه هنردوستان و حامیان اصالت بومی این سرزمین نیز برخوردار بوده است.

مراحل تولید:

شیوه نمدمالی و تهیه نمد از زمان های گذشته تاکنون تغییری نکرده و در نقاط مختلف تقریبا یکسان است، اما موادی که به پشم می افزایند گوناگون است مثلا در مازندران آب خالص٬ در کرمانشاه و فارس صابون بدین منظور مصرف می شود.

مراحل مختلف تولید نمد بدین شرحند:

جور کردن پشم – تهیه قالب – حلاجی پشم  – رنگرزی – نقش زنی و نهایتا تهیه نمد.

وقتی کار نقش بندی پایان پذیرفت، پشم حلاجی شده مخصوص متن را به قطر یکسان روی نقوش می‌ریزند، سپس به اندازه مورد لزوم روی پشم ها محلول نیم‌ گرم آب و صابون ریخته و آن را به‌ همراه حصیر و کرباس زیرین آن لوله می‌کنند و با طنابی دور آن را می‌بندند و کار طاقت فرسای مالیدن نمد آغاز می‌شود. در این مرحله ضمن وارد کردن فشار، نمد لوله شده را از این سر به آن سر کارگاه می‌غلطانند و هرچند مرتبه یک بار آن را باز کرده و محلول آب و صابون را می‌افزایند تا الیاف آن بهتر درهم روند. چون در ضمن مالیدن نمد، اطراف آن از حدود حصیر فراتر می‌رود، کناره های نمد را تا زده و روی نمد برمی‌گردانند و مجددا نمد را با حصیر و کرباس لوله کرده و عمل مالش نمد ادامه می‌یابد نزدیک به غروب کار نمدمالی پایان می‌یابد، سپس آن را به مدت سه تا چهار روز در فضای باز می‌گذارند تا رطوبتش خشک شود. معمولا برای هر۵۰ سانتی متر مالیدن نمد به یک نفر جهت مالش نیاز است. نمد هم در طول و هم در عرض مالیده می شود. طی نمدمالی مدام باید آب گرم ریخته و آب و صابون بپاشند. یک روز مالیدن نمد طول می کشد پس از آن نمد مالیده شده را در آفتاب پهن می‌کنند تا خشک و قابل استفاده گردد.

تاریخچه سوزن‌دوزی و انواع آن

10ghمهر تورا دل حزین بافته بر قماش جان

رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو

هنر نقش آفرینی بر سطح رویین پارچه به کمک سوزن و نخ و قلا‌ب را سوزن‌د‌وزی، نخ دوزی، رو‌دوزی و یا د‌وخت‌های تزیینی می‌گویند که از وسیع‌ترین رشته‌های صنایع دستی ایران است. رو‌دوزی‌های ایرانی بالغ بر ۱۱۵ رشته جداگانه و مستقل، همراه با ۱۲۰ نوع دوخت هستند که بسته به عادت‌ها و سنن اقوام متعدد ایرانی از زمان‌های مختلف به وجود آمده و ا‌دامه یافته‌ا‌ند. در این میان متاسفانه برخی از این د‌وخت‌ها کاملا منسوخ و برخی نیز نیمه جان راه می‌پیما‌یند.

سوزن‌دوزی یا نخ‌دوزی یا گل‌دوزی یکی از روش‌های دیرینه آرایش جامه است، در غرب ایران، قطعاتی از منسوجات سوزن‌دوزی شده با نقش‌های پیچیده که تاریخ ساخت آن‌ها به شش هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد، پیدا شده است. دست‌دوخته‌ها به‌جز جنبه تزیینی و شناسنامه‌ای، در بعضی اوقات به‌خاطر عقاید مذهبی بر روی کلاه یا پوشاک جلوه‌گری می‌کرده است. در قبل از اسلام به‌جز جنبه تزیینی، جنبه طلسم گونه آن نیز مطرح بوده است. در بیشتر نقاشی‌ها یا نقش برجسته‌ها، طرح‌هایی بر روی لباس‌ها منقوش شده است و جامه‌های روی این نقش برجسته‌ها حکایت از رواج سوزن‌دوزی در آن زمان دارد.

در بررسی بقایای کاخ تخت جمشید و کاشی‌های کشف شده در شوش، لباس‌های اعیان و درباریان و محا‌فظین آن‌ها به طور برجسته و فاخر و تزیین شده به چشم می خورد که خود مو‌ید نوعی سوزن‌د‌وزی در ایران عصر هخامنشی است. در این دوره کار با‌فندگی و سوزن‌دو‌زی را زنان انجام می‌د‌ادند و به گفته هرود‌ت، ‌همسر خشایار‌شاه پارچه‌های جامه شاه و خو‌یش را خود بافته و می‌دوخت و چنان دلکش و زیبا این کار را انجام می‌داد که بر همگان پیشی داشت. از آن دوره تاکنون در دوره های مختلف تاریخی از جمله صفویه و قاجاریه این هنر رواج بسیار داشت، اما به مرور زمان و با وابستگی به مدهای خارجی استفاده از این هنرها بسیار کاهش یافت.

چندین سبک سوزن‌دوزی در ایران وجود دارد. از آن جمله می‌توان به سوزن‌دوزی بلوچی و ترکمنی اشاره کرد.

سوزن‌دوزی بلوچ هنر ظریف و پر سابقه‌ای است، که هیچ کس به درستی نمی‌داند از چه زمانی در ایران رواج یافته است و در کتب تاریخی کم‌تر از آن یاد شده است. با این وجود می‌توان گفت کار بلوچ‌دوزی که همان گل ابریشم دوخته بر پارچه‌هاست، در دوره‌ای با صنعت تولید ابریشم رابطه داشته است. سوزن‌دوزی بلوچ نوعی رودوزی سنتی برگرفته از ذوق و قریحه هنرمند است. سوزن‌دوزی یا بلوچ‌دوزی در میان اقوام بلوچ، هنری اصیل و ریشه‌دار است.

سوزن‌دوزی بلوچ به‌طور عمده برای تزیین جامه محلی زنان به‌کار می‌رود. به‌شکلی که سراسر زمینه پارچه را می‌پوشاند و برای تزیین سرآستین‌ها، دمپای شلوار و موارد دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. سوزن‌دوزی بلوچ تقریبا در هر شهر و روستای کوچکی از زاهدان تا خاش و در شرق تا سراوان و در غرب تا ایرانشهر رواج دارد.

طرح‌ها و نقوش مورد استفاده در سوزن‌دوزی عموما هندسی هستند و از رنگ‌هایی مانند قرمز، سبز، آبی، سفید و سیاه استفاده می‌شود. اصل مهمی که در نقش‌های سوزن‌دوزی بلوچ رعایت می‌شود این است که تاکنون هرگز از نقش انسان  استفاده نشده است. به نظر می‌رسد این امر تحت تاثیر باور و اعتقادات این مردم است، بنابراین نقش‌های مورد استفاده همیشه حاصل  ذهن آنان و به صورت هندسی بوده و بر اساس شمارش تار و پود انجام می‌گیرد. اغلب اشکال هندسی، مثلث و لوزی اند که طرز قرار گرفتن شان در کنار هم و پرکار و کم‌کار بودن آن‌ها طرح‌ها را از هم متمایز می‌کند.  نوع دوخت هر منطقه عامل دیگر تقسیم بندی انواع  سوزن‌دوزی است که هر منطقه اصالت خاص خود را دارد. کلیه دوخت‌های بلوچستان به صورت افقی انجام می‌گیرد و از شمارش تار و پود پارچه استفاده می‌گردد.

سوزن‌دوزی ترکمن که بدان سیاه‌دوزی نیز اطلاق می‌شود، در گذشته کاربرد فراوانی داشته است و در جامعه سنتی ترکمن برای تزیین لباس های مردان، زنان و کودکان و هم چنین پرده‌ها استفاده می‌شد اما امروز عمدتا در لباس زنان دیده می‌شود. نوع دوخت آن زنجیره فشرده و بسیار ریز است که در ترکمنی به آن «سانجیم» می‌گویند و بیشتر از نقوش هندسی و قرینه به صورت ذهنی بهره می‌گیرند. این هنر تاریخچه‌ای کهن در تاریخ سرزمین کشورمان دارد. گلدوزی مصور ترکمن از زمان سکاها رایج بوده و در دیگر دوره ها به همراه سایر دوخت و دوزها از رواج کامل برخوردار بوده است دوره اوج این هنر را در دوران افشاریه و زندیه و به خصوص قاجاریه باید دانست و آثار باقیمانده از این دوران خود گواه این مدعاست.

آن چه که معلوم است این که ترکمن ها از قدیم الایام به تهیه ابریشم که به عنوان ماده اصلی سوزن دوزی تلقی می‌شود پرداخته و دختران و زنان لباس های خود را با نخ های ابریشمین که با رنگ های طبیعی رنگرزی می‌شد، سوزن دوزی می‌کرده‌اند و این امر از نغمه‌های زنان ترکمن و در ادبیات شفاهی آن‌ها به وضوح مشخص است.

از دیگر مسایل مربوط به سوزن‌دوزی ترکمن، نقوشی که در این نوع سوزن‌دوزی به کار می‌رود. نقوش مذکور عمدتا اشکال ساده شده عناصری است که در محیط اطراف هنرمند وجود دارد هم چون گلِ نقش، ساری ایچیان (عقرب زرد)، قوش قانات (بال پرنده)، دؤرت گؤز (چهار چشم)، قویموق، بورمه چیگین (بورمه)، قوچاق (کچه نقش)، تیرانا بورون، چاقماق، باغ نقش، بستانی، شلپه نقش و… که در گذشته پرده ها نیز بدین شکل تزیین می‌شده اند. این نوع دوخت در مناطق ترکمن نشین از جمله گنبدکاووس، بندرترکمن، گمیشان، آق قلا، کلاله و… انجام می‌شود.

هنر گرافیک

graphicاگر بخواهیم به طور دقیق تاریخ پیدایش اولین آثار گرافیک را بررسی کنیم شاید تصاویری که انسان‌های اولیه بر دیوارهای غار لاسکو ، آلتامیرا و… ترسیم کرده اند را بتوان به نوعی هنر گرافیک به حساب آورد.

در تمدن‌های قدیمی از جمله بین النهرین، ایران، هند و مصر نیز شاهد حضور این هنر هستیم: تصاویر استیلیزه شده، ترکیب نوشتار با نقاشی و حضور موتیف ها در ایران باستان و تمدن هند (موهنجودارو)، حضور مهرهای کشف شده که نشان از رونق اقتصادی و ثبت قراردادها می دهد، همه و همه استفاده از نوعی گرافیکی کاربردی در بکارگیری آرم و نشانه است. پس می توان گفت طراحی نشانه با قدمتی همراه با تاریخ، قدم برداشته است.

گرافیک در معنای لغت به معنی ترسیمی و نگارشی است. بر این مبنا هنر گرافیک هنری است که ترسیم  و کردن نگاشتن ارکان اصلی آن را تشکیل می‌دهد. از این نظر در رده بندی هنرها، هنر گرافیک را شاخه‌ای از هنرهای تجسمی به شمار می‌آوریم. در قرن‌های گذشته پیش از آن که چاپ و چاپگری به وجود آید هنر گرافیک از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با خوشنویسی مرزهای مشترکی داشت و به طور عمده در هنر کتاب آرایی متجلی می‌گردید.

گرافیک یا به عبارت کامل‌تر طراحی گرافیک (Graphic design) به کارگیری تکنیک‌های مختلف خلق آثار دوبعدی بر روی سطوح مختلف نظیر کاغذ، دیوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، پلاستیک، نمایشگر رایانه، سنگ و… است که در جهت رساندن پیامی خاص به بیننده انجام می‌پذیرد. از جمله این تکنیک‌ها می‌توان به: عکاسی، اچینگ، نقاشی، روش‌های مختلف چاپ اشاره نمود. در هنر طراحی گرافیک از عکس، تکنیک‌های مختلف طراحی (مداد، کنته، ذغال، پاستل گچی، پاستل روغنی، قلم و مرکب، مداد رنگی)، تکنیک‌های مختلف نقاشی (رنگ و روغن، آبرنگ، گواش، رنگ‌های آکریلیک)، کلاژ، انواع روش‌های چاپ دستی (سیلک اسکرین و باتیک) و هر نوع روش خلق تصویر استفاده می‌شود.

در طراحی گرافیک، حیطه‌ها و تخصص‌های مختلفی وجود دارد:

– ارتباط بصری (Visual communication)، مانند طراحی پوستر، طراحی جلد، طراحی علامت (Sign)، طراحی نشان (Logo)، طراحی حروف، طراحی آگهی تبلیغاتی، صفحه آرایی (layout) برای کتاب و نشریه، طراحی صفحات وب، طراحی چاپ برای بسته‌بندی و…

– تصویرسازی (Illustration)، مانند تصویرسازی برای کتاب‌های کودک، کتاب‌های علمی و آموزشی، تصویرسازی برای نشریات، طراحی نقشه و…

تصویرسازی صورت‌های مختلفی دارد، برخی از هنرمندان به تصویرسازی کتب با موضوعات مختلف مشغولند. این موضوعات می توانند شامل متون داستانی، تصویرسازی خبری مطبوعاتی، تصویرسازی فرهنگ عامیانه (فولکوریک)، تصویرسازی آموزشی، تصویرسازی فنی و تصویرسازی کاربردی که بیشتر با محیط جوامع انسانی سر و کار دارند و … باشند. در واقع تصویرسازی هنری است که تصویرگر در آن اقدام به روایت‌گری مصور می نماید. موضوع کار تصویرگر می‌تواند هر یک از موضوعات مذهبی، ادبی، تاریخی و علمی، آموزشی و … باشد.

,

چند تراریوم کوچک

تراریوم های دوست داشتنی مدت هاست که راهشان را در خانه های ما پیدا کرده اند و به شکل های مختلف خودنمایی می کنند. با هم ساخت دو مدل تراریوم کوچک را ببینیم.

207-2

207-1

تاریخچه قلاب‌بافی و بافندگی

bafandegiقلاب‌بافی یا قلاب‌دوزی، بافت تور به وسیله قلاب را گویند که یکی از صنایع دستی رودوزی است.

استفاده از تور، تاریخ طولانی دارد. دانشمندان معتقدند که مصریان ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از تور استفاده می‌کرده‌اند.

پیشینه قلاب‌بافی در ایران به سال ۵۵۰ پیش از میلاد می‌رسد و باستان‌شناسان در منطقه لولان نمونه‌هایی از قلاب‌بافی و ملیله‌دوزی یافته‌اند.

قلاب‌بافی به سه روش اجرا می‌شود: قلاب‌بافی ساده، قلاب‌بافی برجسته و قلاب‌بافی معرق. قلاب‌بافی معرق زیباتر و پرکارتر است؛ در این روش ماهوت رنگی را در شکل‌های موردنظر بریده و بر زمینه کار، روی گلبرگ‌ها و برگ‌ها قرار می‌دهند و دور آن‌ها را با کمک قلاب به پارچه زمینه متصل می‌کنند.

پارچه زمینه برای قلاب بافی معمولا ماهوت مرغوب به رنگ‌های سیاه، آبی تیره، زرشکی، قرمز تند و قهوه‌ای است. جنس نخ‌ها نیز ابریشم طبیعی و تابیده در رنگ‌های مختلف است.

از کارهای قلاب‌بافی برای رومیزی، رویه کرسی، جاقرآنی و… استفاده می‌شده اما امروزه کاربردهای خلاقانه تری نیز پیدا کرده است.

بافندگی یا بافتنی گونه‌ای از صنایع دستی است که با بافتن نخ و تبدیل آن به پارچه انجام می‌شود. در این گونه نخ‌ها بصورت حلقه‌هایی در هم تنیده می‌شوند. بافندگی هم از طریق دست و هم ماشینی انجام می‌شود و سبک‌ها و مدل‌های گوناگونی دارد. این تفاوت در گونه نخ‌ها و همچنین ضخامت میل بافندگی است.

کاوش‌ها و پژوهش‌های دانشمندان و پژوهشگران در صد سال اخیر نشان داده است که ایرانیان از پیشتازانی بوده‌اند که به کار بافندگی پارچه پرداخته‌اند. حتا ساکنین ایران باستان در دوره‌ی دوم سنگ (یا به اصطلاح عصر حجر میانین) با فن پارچه‌بافی آشنا بوده‌اند.

دوزندگی و تاریخچه پارچه‌بافی

parcheدوزندگی صنعت و هنر پیوست یا پیوند اشیاء با استفاده از بخیه ساخته شده با سوزن و نخ است. دوزندگی یکی از قدیمی ترین هنرهای منسوجات پدید آمده در دوران پارینه‌سنگی است. باستان شناسان بر این باورند که مردم عصر حجر در سراسر اروپا و آسیا، پیش از اختراع چرخ نخ ریسی و پارچه بافی لباس ها را از جنس خز و پوست و به وسیله سوزن هایی از جنس استخوان، شاخ گوزن و عاج و بند و نخ هایی که از اندام های مختلف بدن حیوان شامل رباط و نخ ساخته شده از روده و دستگاه گوارش حیوانات و رگ می‌دوختند.

پارچه لایه‌ای نرمش‌پذیر است که از شبکه‌ای از نخ‌ها و یا الیاف طبیعی یا مصنوعی تشکیل شده‌است. نوع نخ‌ها و یا الیاف و ساختار و نحوه قرارگیری آن ها در کنار یکدیگر ساختمان پارچه و خصوصیات فیزیکی آن را به وجود می‌آورد. پارچه با روش های بافت تاری-پودی، بافت حلقوی(کش‌بافی یا قلاب بافی)، روش های بی بافت، گره زدن تولید می‌شود. پارچه‌ها از نظر مواد بکار رفته انواع گوناگون دارند از جمله پنبه‌ای (نخی)، پشمی، ابریشمی و غیره.

کاوش‌ها و پژوهش‌های دانشمندان و پژوهشگران در صد سال اخیر نشان داده است که ایرانیان از پیشتازانی بوده‌اند که به کار بافندگی پارچه پرداخته‌اند. حتی ساکنین ایران باستان در دوره دوم سنگ (یا به اصطلاح عصر حجر میانین) با فن پارچه‌بافی آشنا بوده‌اند. برای اثبات این واقعیت، بهترین گواه سفال‌ها، نگین‌ها و مهره‌هایی‌اند که بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد در ژرفای خاک‌های این مرز و بوم جا گرفته‌اند. پروفسور کارلتون کن که برای اداره کل باستان‌شناسی کار می‌کرد، ضمن کاوش‌هایی در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۰) در غاری موسوم به غار کمربند در نزدیکی دریای خزر، پارچه‌هایی به دست آورد که ثابت می‌کند اقوام ایرانی از همان آغاز غارنشینی، پشم گوسفند و بز را به‌صورت پارچه می‌بافتند. آزمایش‌هایی که با کربن ۱۴ بر روی پارچه‌ها انجام گرفت، نشان داد که قدمتشان به ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد.

لنگرها و دوک‌هایی که طی سی سال اخیر در حفاری‌های مختلف به‌دست آمده گواه وجود کارگاه‌های بافندگی در ایران کهن است. باستان‌شناسانی چون پروفسور گیرشمن و دکتر فیلیس اکرمن تایید می‌کنند که عمر این دوک‌ها و لنگرها، با نخستین آثار سکونت انسان در فلات ایران مطابقت کامل دارد. در دوره تمدن شوش (۴۵۰۰ سال قبل از میلاد) فن پارچه‌بافی با توجه به ظرافت پارچه، راه کمال را طی کرده است؛ تیغهٔ مسینی که با سفال‌های عهد اول در شوش به‌دست آمده و اثر املاح مس بر روی پارچه‌ای که تیغه را در آن پیچیده بودند، گواه این مدعاست. هم‌اکنون قسمت‌هایی از این قطعه پارچه در موزه لوور موجود است.

نساجی ایران در دوره هخامنشی به‌ویژه در زمینه بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف، مشهور بود و شاهان این دوره به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. یکی از دلایلی که برای نشان دادن پیشرفت صنعت پارچه‌بافی در زمان هخامنشیان ارائه می‌شود این است که اسکندر با آن همه تعصب یونانی‌گری، برحسب نوشته‌های هرودوت و پلوتارک از زمان ورود به ایران تا هنگام مرگش لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد. پلوتارک و دبودور همچنین نوشته‌اند که پارچه‌های زری که تار آن را از طلا و نقره می‌کشیدند و همچنین مخمل، پارچه‌های پشمی و پارچه‌های کتانی ایران در دوره هخامنشیان بی اندازه مطلوب بود.

پس از انقراض دولت هخامنشی، مدت ۵ قرن از نظر بسیاری از صنایع و هنرها از جمله صنعت بافندگی پیشرفت چشمگیری پدید نیامد. اما به گفته اکثریت قریب به‌اتفاق پژوهشگران و مورخان، دوره ساسانی یکی از درخشان‌ترین و گویاترین دوره‌ها از نظر بافندگی بوده است. مسعودی در کتاب مروج‌الذهب می‌نویسد: «نیمی از شوکت و عظمت این دوره را باید در توسعه صنایع از جمله صنعت بافندگی جستجو کرد.» خوشبختانه بافته‌های این دوره به‌وفور در موزه‌ها و کلیساهای غربیان حفظ شده است. دکتر محمد حسن زکی در کتاب صنایع ایران بعد از اسلام درباره بافته‌های این دوره می‌گوید: «در این دوره، بافندگی ایران به اوج عظمت، ترقی و رونق خود رسید.»

در دوره اسلامی در آغاز به سبب درگیری عمومی ایرانیان با اعراب و چند پارگی حکومت‌ها در دوره‌های مختلف، صنعت بافندگی از درخشندگی و پیشرفت افتاده بود ولی دوران سلاجقه را باید دوران شکوفایی دوباره هنر ایران دانست. از آن دوره حدود ۵۰ تکه پارچه باقی‌مانده‌است که اوج هنر در آن ها دیده می‌شود. در این دوره پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین نقشه‌ها بافته می‌شد. در این دوره بافت شطرنجی یک‌درمیان و دولا معمول‌تر بود و پارچه‌های دورو و اطلسی در کمال مهارت رایج بود.

پروفسور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران به شناسایی نابسامانی‌ها و عقب‌ماندگی‌های سال‌های استیلای مغول بر ایران در زمینه نساجی می‌پردازد. او معتقد است: «استیلای مغول با آنکه نخست در سفال‌سازی و فلزکاری تأثیر مهمی نداشت، طراحی پارچه را به‌کلی تغییر داد. نقش‌هایی که از پیش از اسلام رواج داشت به‌کلی متروک شد. ترکیب‌ها و تصاویر همه از رواج افتادند. رنگ روشن و حتی سفید که برای زمینه‌های طرح‌ها انتخاب می‌شد تا طرح و شکل را برجسته‌تر جلوه دهد دیگر به‌کار نرفت و به‌جای آن رنگ‌های تند و تیره برای زمینه معمول شد. حتی روش کار هم تغییر کرد. سبک پارچه‌ها کم‌وبیش یکنواخت بود و اصل و منشاء طرح‌های این دوره غالبا نامعلوم است. هجوم سبک چینی و مغولی که سرشار از خشونت بود در پارچه‌بافی مؤثر افتاد. در دوره تیموری پارچه‌بافان را از شهرهای مختلف جمع‌آوری، و به سمرقند اعزام کردند تا در آنجا مشغول کار گردند. بدیهی است آنچه در قالب دستور و سلیقه تیموریان به‌وجود آمد نمی‌توانست گامی به‌سوی پیشرفت باشد.»

به حقیقت باید گفت دوران صفویان، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده‌است که پس از اسلام مانند آن دیده و شنیده نشده‌است. آنان دوباره نام ایران را در اندیشه‌ها زنده کردند. بر اثر حمایت بی‌دریغ شاهان صفوی از هنرمندان توفیق عظیمی در پارچه‌بافی به‌دست آمد. به‌راحتی می‌توان پذیرفت که هنرمندان این دوره خاصه در زمان شاه عباس کبیر بافته شده است در تمام تاریخ هنر نساجی جهان همتا ندارد.

با سقوط صفویان به دست افغان ها، چراغ هنر ایران هم رو به خاموشی گرایید. افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای نجات آن انجام ندادند. اگر دوره قاجاریه را یکی از بدترین و دردآورترین دوران در طول تاریخ ایران در زمینه صنعت نساجی و بافندگی پارچه‌های دستی و سنتی بدانیم، بجاست. از طرفی دوره قاجار مصادف است با نهضت همه‌جانبه کارخانه‌های پارچه‌بافی اروپا، همچنین پارچه‌های روسی که افراد سودجو با رضایت شاهان وقت بی‌رویه و ارزان وارد کشور می‌کردند و مانع برابری تولید کارگاه‌های دستی و سنتی با کارگاه‌های ماشینی می‌شد. صنعتگران و هنرمندان هم که نه حمایتی می‌شدند و نه بازاری برای فروش دست از کار کشیدند و این هنر چندین هزار ساله را به‌دست فراموشی سپردند.

انواع پارچه‌های شناخته شده در بازار سنتی ایران:

پارچه زربفت برجسته – چیت – چلوار – کرباس – متقال – کتان – مخمل – حریر – وال – تور – فاستونی – ململ – ماهوت – کریشه – کلوکه – کرپدوشین – آغبانو – گاباردین – دبیت – مخمل‌های کاشان – زربفت‌های کاشان – زربفت‌های یزد – بورسا – شال‌های کشمیر – پارچه‌های زری دوزی شده اصفهان – قدک نخی قزوین – عبای لار – شیرشکری – بادیس – جین – ساتن – پاتیست – کرپ ژرژت – موسلین – ژرسه – دنیم – پوپلین – حوله‌ای.