زهرا قاسمی

زهرا قاسمی

تولیدکننده کیف های پارچه ای و… از تهران

زهرا قاسمی

معرفی خانم قاسمی را از زبان خودشان بخوانید:

در سن ۱۷ سالگی ازدواج کردم و دارای هفت فرزند هستم. متولد روستایی در لرستان هستم. پس از ازدواج همراه همسرم به تهران آمدم و زندگی مشترک را آغاز کردیم.

در کودکی در روستا امکان ادامه تحصیل برای کودکان به ویژه برای دختران فراهم نبود. پس از ازدواج و در سن ۳۰ سالگی با داشتن چند فرزند در کلاس‌های نهضت سوادآموزی شرکت کردم و با نمره عالی در مقطع پنجم ابتدایی فارغ‌التحصیل شدم.

همیشه به خیاطی و بافتنی علاقه داشتم و بیشتر لباس‌های بچه‌ها را خودم می‌دوختم. آن زمان بدون الگو و با ابتکار شخصی لباس می‌دوختم. با همراهی همسرم موفق شدم در کلاس‌های خیاطی فنی-حرفه‌ای شرکت کرده و دیپلم بگیرم. بعد از این دوره خیاطی را با علاقه بیشتر ادامه دادم.

در حال حاضر در شهرک زیباشهر در جاده ورامین زندگی می‌کنم و کارگاه کوچکی دارم. در طول این سال‌ها توانستم با راه‌اندازی این کارگاه کمک خرج خانواده باشم و فرزندانم همگی بتوانند تا مقاطع بالا تحصیلات عالیه داشته باشند.

دلم می‌خواهد هر سال طرح‌های تازه‌ای برای تولید داشته باشم. به تکرار یک مدل علاقه ای ندارم و معولا به مقدار محدود پارچه می‌خرم و سعی می‌کنم آنها را تلفیق کنم و به طرح تازه‌ای برسم. مشتری‌های من بیشتر دوستان فرزندانم هستند که کار هنری می‌کنند. مشکل اصلی من ارتباط برقرار کردن با مشتری‌‌های بیشتر است چون در حال حاضر با آدم‌های کمی ارتباط دارم و در نتیجه درآمدم از این کار چندان زیاد نیست. مشکل دیگرم صحبت کردن در مورد مبلغ دستمزد است. فکر می‌کنم آمدن یک واسطه مثل دستادست این بخش مشکل را برای من حل می‌کند.

کار خیاطی در خیلی از مراحل سخت زندگی به داد من رسیده است. به جز مشکلات مالی مشغول شدن به این کار باعث می‌شود غم و غصه‌های از دست دادن برخی عزیزان را فراموش کنم.

امیدوارم ارتباط با دستادست تجربه خوبی برایمان باشد.

کودک کتابخوان، سرزمین بدون جنگ

304

“کتاب دریچه ایست که می تواند مرزهای آگاهی کودکان را گسترش دهد، بر مهارت های آن ها بیافزاید و آنها را از تجارب دیگر همنوعانشان باخبر کند. این گونه است که بذرهای آگاهی رشد می کنند و رشد می کنند تا به درختانی تناور تبدیل می شوند. درختانی که حتی ضربه های تبر بنیادگرایی و جهل هم یارای فروانداختن آن را نخواهند داشت”. بخشی از بیانیه آغاز به کار کمپین کودک کتابخوان، سرزمین بدون جنگ

جمعی از کنشگران مدنی حرکتی را برای جمع آوری و ارسال کتاب به کودکان افغانستان آغاز کرده اند. کتاب های جمع آوری شده به بنیاد کودک افغانستان ارسال خواهند شد که نهادی مستقل و مدنی است. شما هم می توانید با ارسال کتاب در این کمپین مدنی مشارکت کنید.

,

نمایشنامه خوانی چسب زخم

گروه تئاتر اتفاق نمایشنامه خوانی چسب زخم را، به نویسندگی و کارگردانی محمد ایمانی فولادی، به روی صحنه خواهد برد. این برنامه به نفع موسسه زنان سرزمین خورشید اجرا خواهد شد.

دستادست به عنوان یکی از حامیان کوچک این اجرا از همه شما دعوت می کند تا روز ۲۸ فروردین ماه در این برنامه شرکت کنید.

زمان و مکان: ساعت ۱۸، تماشاخانه باران، تقاطع انقلاب و فلسطین جنوبی

کتایون نوایی

تولیدکننده کارهای نمدی و… از تهران

کتایون نوایی، متولد مهر ماه ۱۳۶۸ اند از تهران. لیسانس مترجمی زبان انگلیسی دارند و در معرفی شان نوشته اند:

دوران کودکی و نوجوانی من مثل همه نوجوانان دهه شصتی گذشت. پر از درس، شلوغی های شب امتحان و تلاش برای همیشه ممتاز بودن! با ورود به دوره جوانی همزمان با تحصیل، مشغول به کار شدم. به خاطر علاقه ای که داشتم و البته ارضای حس کنجکاوی ام.

حرفه اول من خبرنگاری است و شغل من بالطبع مرا با آدم های گوناگون با طرز فکرهای مختلف روبرو می کند و من همیشه عاشق پرسیدنم و سرک کشیدن در زوایایی که دیگران سعی در پنهان کردنش دارند یا شاید دوست ندارند درباره اش بگویند! در کنار خبرنگاری کارهای دیگری را هم تجربه کردم مثل مترجم بودن که رشته دانشگاهی ام بود یا تدوینگر فیلم و گرافیست بودن که علاقه شخصی من از دوران نوجوانی بود. ولی در تمام این سال هایی که برچسب خبرنگار به من خورد، خبرنگار ماندم و اگر هم زمانی از آن دور شدم باز طولی نکشید که به آن برگشتم.

اما در کنار آن هنر هم همیشه در خون من بوده! چه زمانی که با مدادرنگی های مادرم دفترش را خط خطی می کردم و چه زمانی که روی بوم تصویر رویاهایم را می کشیدم. البته نقاشی را تا حدودی کنار گذاشتم یعنی صرفا به کارهای کوچک و بامزه بسنده می کنم و دیگر سراغ کشیدن تابلو نمی روم. این کار را هم تازه شروع کرده ام و امیدوارم همکاری با دستادست برای من و دیگر هنرمندان مثمرثمر باشد.

گروه زنان خانه امن

تولیدکننده زیورآلات، کیف و…

این گروه زنان درباره خودشان این طور نوشته اند:

ما خانه ی امنی ها در مهر ماه ۹۴ آغاز به کار کردیم. هدف اولیه ما بهبود وضعیت اقتصادی خانواده هایمان بود. این تنها خواسته ما نبود، این تنها چیزی نبود که به کوشش ما معنایی می بخشید. دوست داشتیم برای زنان، برای کاهش خشونت خانگی کاری کنیم. ندایی باشیم دعوت کننده به آرامش، به عشق، به همدلی، به گفتگو… خواستیم که محصولات مان  پیام ما را برساند که زنان درگیر با خشونت خانگی می توانند آشیانه ای امن و آرام برای خود بسازند. دوست داشتیم رسانه ی صلح باشیم. امیدواریم شما هم ما را در این راه یاریگر باشید.

سجاد وثاق و عاطفه مجاهدی دلخوش

تولیدکننده بند دوربین از همدان

این زوج هنرمند همدانی درباره خودشان اینطور نوشته اند:

“سجاد، کودکی کنجکاو بود که سعی می کرد همه چیز را تجربه کند، از کارهای الکترونیکی و نجاری گرفته، تا هر چیزی در دنیای کامپیوتر. برنامه نویسی، نقاشی و… را هم تجربه کرد تا در دانشگاه با عکاسی آشنا شد و مدت ۵ سال عکاسی خبری و مستند در شهرهای مختلف ایران انجام داد. در پایان مجبور به بازگشت به همدان شد و ایده بوف استور را با همسرش عملی کرد.

عاطفه، هم در هر هنری دستی دارد، از گلسازی و نقاشی و بافندگی گرفته تا نجاری و عکاسی.

نقطه اشتراک ما عکاسی بود و هست و تمام مراحل ساخت محصولات مان را با هم انجام می دهیم.”

این زوج هنرمند که به تازگی هم ازدواج کرده اند از آفرینش کارهای هنری لذت می برند. عکاسی می کنند و با هم کارهای جدیدی می سازند. مشکل تهیه مواد اولیه مناسب در شهرشان، بی اخلاقی رقبا و… گاهی اوقات اذیت شان کرده است، اما همچنان با عشق در حال کار و ساختن محصولات شان هستند.

خانم دلاکه

تولیدکننده قالیچه، گلیم و تابلو فرش از قائن

خانم دلاکه در شهر قائن زندگی می کنند و از تولیدکنندگان قالیچه، گلیم و تابلو فرش با طرح های سنتی خراسان جنوبی هستند. ایشان به انصاف و باسلیقگی شهره اند و تنها منبع درآمد زندگی شان بافت و فروش کارهایشان است.

گروه هنری طناز

تولیدکننده گل های فانتزی از تهران

متولد و ساکن تهران اند. کارشناسی ارشد معماری دارند. به دنبال احساس شادی، سرزندگی و بروز خلاقیت به دنبال تولید کارهای دست ساز رفته اند. در این مسیر مقایسه کالاهایشان با کالاهای چینی و سر و کله زدن در این باره با فروشندگان بیشتر از هر چیزی آزارشان داده است.

زرینه رود

302s

تصویری از زرینه رود در فروردین ۹۵، گرفته شده توسط زنان عضو گروه خیاطی زرینه روستای قره قوزلو

(زرینه یکی از مهمترین رودهایی است که به دریاچه ارومیه می ریزد.)

, , , ,

پاکت هایم کو؟

کلی پاکت خریده بودیم که از کیسه پلاستیکی استفاده نکنیم. صبح روز اول که همه چیز را چیدیم و اوضاع مرتب شد یکی پرسید خب کیسه خرید کو؟ ما هم با اعتماد به نفس گفتیم پاکت خریده ایم و الان پخش می کنیم سر میزها. اما کسی نمی دانست پاکت ها کجا هستند. پشت تمام میزها، زیر میزها، تمام گوشه و کنارها را گشتیم و نبود که نبود. مجبور شدیم برویم از سر کوچه کیسه بخریم و برگردیم.

شب آخر بعد از جمع کردن وسایل دیدیم پاکت ها در اولین کارتن زیر اولین میز دارند به ما لبخند می زنند. همین.

301