سپاس نامه!

11

مسیری که دستادست از آغاز تولد ایده اش تا به اینجا پیموده، مسیری طولانی و پردست انداز بوده است. ما دستادستی ها این مسیر را با کمک همراهانی طی کردیم بی نظیر!
از خانم ها هنگامه احمدی، سعیده وهابیان، سارا شیرزاد، آقای افشین جوان و به ویژه خانم سمیرا جلالی و آقای امیر امین گرانقدر به خاطر راهنمایی های ارزشمند و همراهی بی دریغ شان ممنونیم. کلا سپاس گزار تمام پرتویی های عزیز از اساتید تا همکلاسی ها و دانش آموختگان- به ویژه آقایان حامد مشیری و مانی رضوی زاده- هستیم!
از موسسه خیریه صالحین آذربایجان به خاطر اینکه ارتباط ما با سازمان میراث فرهنگی را تسهیل کردند سپاس گزاریم.
از خانم گلبرگ کیانی عزیز به خاطر لوگوی زیبایی که به ما هدیه کردند متشکریم.
از آقای بهزاد خیراندیش گرامی به خاطر هدایای چاپی شان بسیار ممنونیم.
از آقای حبیب الهی عزیز که لطف کردند و به ما اجازه استفاده از دفتر کارشان را دادند بسیار سپاس گزاریم.
از کافه خریدی های مهربان که به سوالات ما بسیار جامع و سریع جواب دادند و راهنمایی مان کردند متشکریم.
و از شما ممنونیم، شما دوست عزیزی که با خواندن وبلاگ و دنبال کردن صفحات ما در شبکه های اجتماعی مایه دلگرمی مان هستید. بسیار بسیار سپاس گزار شماییم دوست عزیز!

, ,

یک کارت ویزیت چطور متولد می شود؟

10

اگر بخواهیم به این سوال جواب کوتاهی بدهیم باید بنویسیم با مشقت فراوان! البته اول کار این طور به نظر نمی رسد، اما آخر کار متوجه می شوید که دقیقا همین طور است.
طرح کارت ویزیت ما رنگین کمانی شد. رنگین کمانی که نشان از رنگارنگ بودن تولیدکننده ها و محصولات شان باشد، درست مثل گل کوچک کنار لوگویمان. اما بر سر ترتیب و ترکیب رنگ ها و بعدش جای هر چیز آن قدر بحث کردیم که روح گوگل شرمنده ما شد. رکورد حدود دویست میل در این زمینه به خوبی نشانگر این مطلب است!

,

تابستان ۱۳۹۲ – داستان لوگو، قسمت دوم

9

در روزهای آخر تابستان یکی از دوره های کارآفرینی اجتماعی مدرسه پرتو شروع می شود که فائزه در آن شرکت کرده است. استاد دوره یک گرافیست را به گروه معرفی می کند. گلبرگ کیانی؛ عزیزی که با روی گشاده قبول می کند لوگوی گروه را طراحی کند. آگاهان معتقدند ایمیل های رد و بدل شده با گلبرگ جزو طولانی ترین و هیجان انگیزترین ایمیل های تاریخ اند. نتیجه این ایمیل ها دو لوگو بود که نهایتا تصویری که در پست اول وبلاگ دیدید با رای اکثریت لوگوی دستادست شد.

, ,

تابستان ۱۳۹۲ – داستان لوگو، قسمت اول

8

کلی صفحه سیاه می شود، کد نوشته می شود، حرف زده می شود، و رای گرفته می شود تا کار جلو برود. اما داستان لوگو داستان دیگری است. بچه های گروه اول تصمیم می گیرند خودشان لوگو را بسازند. دو نمونه از کارهای فائزه را در این زمینه می توانید ببینید. او به شخصه معتقد است اگر یک سال وقت داشت و با این روند روی لوگو کار می کرد در انتهای سال به یک گرافیست ماهر مبدل می شد. اما ناظران آگاه نظر دیگری دارند!

,

میان پرده-۱: کسب و کار اجتماعی چیست؟

5

تا به حال شده ته دل تان آرزو کنید کاش دیگر هیچ کس با حسرت به میوه های گران توی مغازه ها نگاه نمی کرد؟ دل تان خواسته همه بچه ها توی زمستان لباس مناسب و گرم بپوشند، بازی کنند و مدرسه بروند؟ آرزو کرده اید هیچ کس نگران کرایه خانه اش نباشد؟ خب در این صورت شما هم یکی از همدستان دستادست هستید!
بچه های دستادست هم از این آرزوها توی دل داشتند و با خواندن کتاب یونس فهمیدند آرزوها می توانند واقعی شوند، البته به شرطی که بخواهند! یونس کسی است که توانست با تاسیس بانک گرامین و ۲۵ نهاد اجتماعی دیگر تا سال ۲۰۰۶ بیش از ۷ میلیون نفر از مردم بنگلادش را از فقر نجات دهد.
یونس معتقد است: “هر معضل اجتماعی می تواند نقطه آغاز یک کسب و کار جدید باشد! برای رفع آن معضل اجتماعی و حل مساله باید خیلی جدی دست به تاسیس شرکتی خلاق و یا پروژه ای پویا زد. شرکت و یا پروژه ای که از نظر اقتصادی روی پای خود بایستد و با حداکثر خلاقیت و طرحی دقیق به رفع مشکل مورد نظر ما در جامعه بپردازد!”