نوشته‌ها

توسعه پایدار
,

کارآفرینی اجتماعی؛ عدالت، درآمد و محیط زیست

توسعه پایدار

الان با خودتان می‌گویید این چه تیتر بی‌معنی ایست، نه؟ راستش کلی فکر کردیم چه چیزی به جای توسعه پایدار بنویسیم و فقط همین به ذهن‌مان رسید. متاسفانه هیچ قانونی در دنیا نتوانسته و نمی‌تواند جلوی سوءاستفاده از مفاهیم و کلمات خوب را بگیرد. این یکی هم مستثنی نیست. این روزها در همه دنیا و حتی همین ایران خودمان همه از توسعه پایدار حرف می‌زنند، اما متاسفانه نمی‌بینیمش!

در کل وقتی از توسعه پایدار حرف می‌زنیم یعنی توسعه ای که پایداری در سه جنبه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی در آن لحاظ شده باشد. حالا این یعنی چه؟ یعنی رشد درآمد و تولید ثروت نمی‌تواند ماندگار باشد مگر اینکه توزیع این درآمد در جامعه بر مبنای عدالت باشد و مجموع این دو باز هم پایدار نخواهد بود، مگر حفظ محیط زیست مورد توجه قرار بگیرد.

روستایی را تصور کنید که یک گروه جدید واردش شده‌اند. این گروه اعلام کرده‌اند هدف‌شان رشد و توسعه محلی است، ایده شان هم مثلا راه انداختن چند کارگاه قالیبافی. این گروه ممکن است با دهیاری، کدخدا و ریش‌سفیدها، زمینداران و مغازه‌داران مذاکره کند و برنامه بریزد و کارگاه‌هایش را بسازد و نهایتا زنان محلی را به عنوان بافنده استخدام کند. در این حالت تنها چیزی که داریم رشد و توسعه اقتصادی صرف است. اگر بخواهیم توسعه پایدار اتفاق بیافتد نه تنها با افراد صاحب نفوذ و پول در روستا، بلکه با کارگران فصلی، بی‌زمین‌ها، زنان روستایی و… هم باید وارد یک گفتگوی برابر بشویم. همه را در جریان تصمیم‌گیری سهیم کنیم و حقوق همه را در نظر بگیریم. اداره کارگاه‌ها و کل فرآیند را در چنین فرآیندی جلو ببریم تا در نهایت بتوانیم پایداری را در بخش اجتماعی کار به دست بیاوریم. و البته باید حواس‌مان باشد که در انتخاب محل برای کارگاه، در انتخاب شیوه‌های کار و… حفظ سلامت محیط زیست، آلوده نکردن آب و خاک و هدر ندادن‌شان جزو عوامل تاثیرگذار بر تصمیم‌گیری‌هایمان باشند وگرنه باز هم توسعه پایدار نداریم.

ما معتقدیم کارآفرینی اجتماعی از دل این دیدگاه و براساس این نیاز به وجود آمده و باید به این اصول پایبند باشد. کار سختی است، اما در جهان امروز چاره‌ای به جز حرکت به این سمت نداریم. امسال میزان نابرابری در جهان به بیشترین میزان خود در طول تاریخ رسیده است (گزارش در یورونیوز) یک درصد پولدار جهان، بیش از نیمی از ثروت دنیا را در اختیار دارند. از سوی دیگر بحران‌های محیط زیستی بیداد می‌کنند، بحران کمبود آب و خشکسالی، آلودگی هوا و گرم شدن زمین و… اگر می‌خواهیم پنجاه سال دیگر، هنوز هم زمین جایی برای زندگی کردن باشد باید تن به انجام کارهای سخت بدهیم!

کارآفرینی اجتماعی و جنسیت
,

کارآفرین اجتماعی حواسش به جنسیت باشد یا نباشد؟

کارآفرینی اجتماعی و جنسیت

فائزه درخشانی

بیایید با یک سوال شروع کنیم، شما فکر می‌کنید جامعه‌ای که محیط زیست سالمی دارد، اما درون خانه‌هایش زنان از حق انتخاب و توان تصمیم‌گیری برخوردار نیستند، قدرت مالی ندارند، و حتی نمی توانند با همسایه‌ها به آسانی رفت و آمد کنند، یک جامعه توسعه یافته است یا نه؟

چهار سال قبل که ما کلید کارمان را زدیم، آدم‌های کمی درباره کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی شنیده بودند. اما حالا خیلی جاها و خیلی آدم‌ها درباره‌اش حرف می‌زنند، و چه خبر خوبی.

اما گاهی اوقات می‌بینیم قسمت کارآفرینی کار به قدری پررنگ شده که هدف و رویکرد اجتماعی را در سایه قرار داده است. برای همین تصمیم گرفتیم درباره مسائلی بنویسیم که فکر می‌کنیم یک کارآفرین اجتماعی باید حواسش به آنها باشد، چون تنها وقتی می‌توانیم از کارآفرینی اجتماعی صحبت کنیم که اهداف اجتماعی اولویت اول ما باشند و فعالیت‌های اقتصادی تنها ابزاری برای رسیدن به آن هدف محسوب شوند.

یکی از نکاتی که ما فکر می‌کنیم توجه به آن مهم است مساله جنسیت است، به خصوص اگر فرد یا تیم کارآفرین و برنامه‌ریز را مردان تشکیل داده باشند. چرا؟ چون اگر به شکل خودآگاه و فعالانه به این مساله توجه نکنیم، به شکل ناخودآگاه تمام برنامه‌ریزی‌های ما با معیار قرار دادن مردان انجام می‌شود. شاید از خودتان بپرسید چه ایرادی دارد؟ مساله اینجاست که جنسیت یکی از ساختارهای تبعیض‌آمیزی است که زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بی‌توجهی به آن می‌تواند ما را در مقام بازتولیدکنندگان آن قرار دهد. در واقع ما حتی پیش از شروع کار به سادگی نیمی از جامعه هدف را از دست می‌دهیم. فرض کنید هدف یک کارآفرینی اجتماعی توسعه محلی یک روستا بر مبنای یک معیشت دوستدار محیط زیست است. ممکن است ما از طریق کدخدا یا یکی از بزرگان روستا همه مردان و زنان روستایی را برای حضور در جلسه ای ساعت ۸ صبح دعوت کنیم و فکر کنیم که خب همه را دعوت کرده‌ایم. اما این دقیقا کاری است که انجام نداده‌ایم! اگر ما حواس‌مان به مساله جنسیت باشد باید بدانیم که این دعوت کلی از طرف کدخدا به مردان روستایی ابلاغ خواهد شد و مردان هم اکثرا لزومی به آوردن همسران‌شان نخواهند دید. باید بدانیم که ساعت بسیار بدی را برای جلسه انتخاب کرده‌ایم و در این ساعت زنان روستایی همگی وظیفه غذا دادن به احشام را بر عهده دارند. باید بدانیم که ساختارهای عرف و سنت روستایی جلسات یک‌جا را نخواهند پسندید و نیاز به برگزاری دو جلسه مجزا داریم و… ممکن است الان کلافه سری تکان بدهید و با خودتان بگویید اصلا چه نیازی به حضور زنان هست؟

برای پاسخ به این سوال باید به این سوالات کلیدی پاسخ بدهیم، اینکه آیا فکر می‌کنیم توسعه و تغییر پایدار تنها بر پایه همراهی مردان یک جامعه می‌تواند شکل بگیرد؟ اینکه به عنوان یک کارآفرین اجتماعی می‌خواهیم کاهنده تبعیض بین زنان و مردان به عنوان یک معضل اجتماعی باشیم یا تقویت‌کننده آن؟