کافه به کافه
, , ,

کافه‌های همراه “کافه به کافه”

کافه به کافه

همان‌طور که گفتیم (لینک به مطلب قبلی) می‌خواهیم هر ماه یک پنجشنبه و جمعه مهمان شما باشیم با طرح “کافه به کافه”. برای فروش حضوری این ماه، ۱۲ و ۱۳ بهمن در سه کافه به شکل همزمان با دست‌سازهای همکاران دستادست حاضر خواهیم بود.

کافه گذر:

تهران، خیابان کریم‌خان، ابتدای ایرانشهر، پلاک ۲۳۹

کافه را:

تهران، میدان هفت تیر، جنب مترو، کوچه صارم، پلاک ۷۳، طبقه اول

کافه گالری آ:

تهران، خیابان کریم‌خان زند، خیابان عضدی(آبان جنوبی)، کوچه اردشیر ارشد، پلاک ۷ (بخش کافه)

از مدیریت هر سه کافه به خاطر همراهی همدلانه و مسئولانه‌ای که با یک فعالیت اجتماعی داشتند بی‌نهایت سپاسگزاریم. خوشحال و مفتخریم که دوستان و همراهانی این چنینی به جمع دوستان دستادست اضافه می‌شوند.

منتظرتان هستیم.

کافه به کافه با دستادست
, , ,

کافه به کافه با دستادست

کافه به کافه با دستادست

هیجان انگیز دیدن هر ماهه شماست و ما در طرح کافه به کافه یک پنجشنبه و جمعه در هر ماه به طور همزمان در چند کافه یا مرکز فرهنگی تهران فروش حضوری خواهیم داشت. اولین کافه به کافه، ۱۲ و ۱۳ بهمن ماه برگزار خواهد شد.

خبر خوب دیگر طرح ما برای کم کردن پول پست است. همانطور که می‌دانید تنها بخشی از تولیدکنندگان ما، بخشی از کارهایشان را برای فروش حضوری ارسال می‌کنند. پس اگر به دنبال خرید کار خاصی هستید و ساکن تهرانید، می‌توانید تا ۳ بهمن محصول موردنظرتان را سفارش بدهید و ۱۲ و ۱۳ بهمن آن را در یکی از کافه‌های طرح تحویل بگیرید. پول پست پرداختی شما در این طرح تنها ۲هزار تومان خواهد بود.

منتظر معرفی کافه‌های همراه باشید.

 

پ.ن: اولین قدم اجرایی بعد از اتمام ماموریت ممکن در راستای برنامه های اعلام شده برگزاری “کافه به کافه” است. اخبار و برنامه‌های مربوط به ماموریت ممکن را می‌توانید در این آدرس ببینید: https://goo.gl/EBfFYZ

ماموریت ممکن
,

کمپین ماموریت ممکن به کجا رسید؟

ماموریت ممکن

دیروز روز پایانی کمپین ما (ماموریت ممکن) بود. به رغم زلزله، فیلترینگ و مشکلات بسیار دیگر، شما از روز اول تا همین دیروز کنارمان بودید. پیام کمپین را بین دوست و آشنا پخش کردید، حتی مستقل پول جمع کردید برای ما. در تمام این روزهای سخت یک لحظه تنها نبودیم، چون شما بودید.

هیچ چیزی شیرین‌تر از این نبود که همه با هم در پی رویای بزرگی بودیم. به جهانی عادلانه‌تر فکر کردیم، و به خاطرش دست به عمل زدیم. ما با هم توانستیم بیش از ۲۵ میلیون تومان پول جمع کنیم. ما در کنار هم تغییری بودیم که در جهان می‌خواستیم.

با این پول نمی‌توانیم مینی‌بوسی که قرار بود داشته باشیم را بخریم، اما بنا داریم این کارها را انجام بدهیم:

* اجاره انبار، تهیه تمام ابزار و امکانات لازم، و تامین نیروی انسانی برای برگزاری برنامه‌های منظم و کوچک فروش ماهانه حضوری در تهران (خوبی جانبی اجاره انبار این است که لااقل بخشی از کارها را می‌توانید خیلی سریع و تنها با پرداخت یک هزینه ارسال یک جا از انبار دریافت کنید و نه از شهرهای مختلف.) راستی کتابفروشی، کافه یا کلا جایی را می‌شناسید که بخواهد دو روز در ماه میزبان ما باشد؟

* حمایت از گروه‌های به حاشیه رانده شده و نیازمند حمایت بیشتری برای ورود به کار. این حمایت به اشکال مختلف از جمله کمک به تهیه مواد اولیه، آموزش و… صورت خواهد گرفت.

* بررسی سایر اقداماتی که ممکن است برای ما قابل انجام باشند مانند فروش در خارج از کشور. با عملی شدن هرکدام از این اقدامات اطلاع‌رسانی در آن زمینه انجام خواهد شد.

 

حامیان ماموریت ممکن

اسامی حامیان کمپین (تعداد بسیار زیادی از عزیزان بدون نام از ماموریت ممکن حمایت کردند) را به طور کامل می‌توانید در سایت فاندوران (https://fundorun.com/campaign/1000177) ببینید. ما هم براساس وعده‌مان بخشی از اسامی را در گزارش کار منتشر می‌کنیم:

آزاده تاجدار- مهنوش- ساناز خجسته‌سمیعی- بهارک گلستانه- نسیم راضی- روناک رستمی- محبوبه بادرستان-  حمید وکیل- محسن فخاری- مرتضی خضری‌پور- آرش- شادی تقوایی- احسان- اشرف قوامی- الهام حکیم‌الهی- شوان صدرقاضی- پونه دوکوهکی- ایلیا مظاهری- رضا سامعی- الیاس میرزائیان- مهدی زارع- آرش آرمون- سمانه خلیلی- زهرا هاشمیان- فاطمه ماکوئی- مریم امیرخوش‌خبر- محمد فشارکی فرد- الهام خضری- سینا- میترا- سپینود ناجیان- ستاره معصوم‌بیگی- سمیرا- آناهید عطاران- مژده- الهه فرنیا- آزاده خرازی- ایمانه محمودیان- ناصر نوربخش- مینا مشایخیان- غزاله ابوالحسنی- نازنین- پریناز- نغمه- گروه زنان گوجینو- عالی‌نژاد- مریم حبیب الهی و…

و به شکل ویژه‌ای از آقای رضازاده عزیز ممنونیم که علاوه بر کمک ۵ میلیون تومانی به کمپین، به عنوان یک مشاور نیز در کنار دستادست قرار گرفتند و مایه دلگرمی و امید ما شدند.

از تک تک کسانی که با گذاشتن پست در شبکه‌های اجتماعی و یا فرستادن پست‌های دستادست به دیگران، در انتشار کمپین به ما کمک کردند از صمیم قلب متشکریم. بدون همراهی شما امکان نداشت بتوانیم کاری بکنیم.

تجارت عادلانه
, ,

تجارت عادلانه یا چطور بی‌دردسر حس کنیم قهرمانیم

تجارت عادلانه

به این فکر کرده اید که پولی که ما روزانه و ماهانه خرج می‌کنیم یکی از چیزهایی است که دنیا را شکل می‌دهد؟ اگر الان چشم‌هایتان را ریز کرده اید و دارید چپ چپ نگاه می‌کنید که این یک ذره پول ما چه معجزه‌ای می‌کند که خودمان از آن بی‌خبریم، لطفا کمی صبر کنید تا برایتان توضیح بدهم.

مثلا شما شاید یک قهوه‌دوست حسابی باشید. توی بازار هزار و یک جور قهوه از مارک‌های مختلف، تولید کشورهای مختلف پیدا می‌شود. شما هم براساس پولی که برای این کار کنار گذاشته‌اید، از بین گزینه‌های مختلف یکی را که باب میلتان باشد انتخاب می‌کنید و… خب همین جا بایستید، اینجا درست همان جایی است که شما می‌توانید بدون دردسر حس یک قهرمان را داشته باشید. فقط کافی است موقع انتخاب از بین گزینه‌هایی که با جیب‌تان سازگارند به یک نکته اضافه هم توجه کنید، آیا می‌توانید این محصول را تحت عنوان تجارت عادلانه بخرید یا نه؟

متاسفانه خیلی از محصولاتی که آرم تجارت عادلانه را دارند در کشور ما به راحتی پیدا نمی‌شوند و این کار را کمی سخت‌تر می کند. اما خب کمی سختی نمک قهرمان شدن است. کافی است به این نکته توجه کنید که آیا این محصول تحت شرایط عادلانه‌ای تولید و فروخته می‌شود یا نه؟ (ده اصل تجارت عادلانه را اینجا بخوانید)

مطمئنا ما به عنوان یک نفر نمی‌توانیم درباره همه محصولات و تمام این اصول اطلاعات کافی داشته باشیم. اما همین که سعی کنیم و هرجا که می‌توانیم حواسمان به این مسائل باشد کافی است. حالا دفعه بعدی که موقع خرید بین چند محصول مشابه قصد انتخاب داشتید، اگر حواستان به اصول تجارت عادلانه باشد، بین دو تا تی‌شرت قشنگی که چشمتان را گرفته‌اند کاری را که در مقاله‌ای خوانده‌اید برای تولیدش کودکان را به کار وادار می‌کنند و حقوق درستی هم بهشان نمی‌دهند انتخاب نمی‌کنید و به جایش کار چند جوانی را می‌خرید که به تازگی یک تولیدی راه انداخته‌اند و کارهای باکیفیتی می‌دوزند. به همین سادگی و با خریدن تی‌شرتی دوست داشتنی که لازمش هم داشتید، به اندازه خودتان از سیستم عادلانه‌تری برای کار و تجارت پشتیبانی کرده اید. قدرت همین کار کوچک شما از خیلی حرف‌های بزرگ بیشتر است، شک نکنید!

رخشان بنی اعتماد در دستادست
, , , , ,

دوستانمان در بازارچه هفتم

هفتمین بازارچه دستادست هم تمام شد. از هوای سردی که غافلگیرمان کرده بود بگذریم اوضاع خوب بود. دوستان جدید زیادی پیدا کردیم که هیجان‌زده‌مان کردند. کارهای جدید و قشنگی به مجموعه کارهایمان اضافه شدند. کیک و شیرینی‌های خوشمزه خوردیم و آش رشته داغ داشتیم.

هفتمین بازارچه دستادست

بازدیدکننده‌های عزیزی هم داشتیم، از آقای کامیار نویسنده که همیشه در کنارمان هستند بگیر تا آقای جادی بلاگر. دیدن خانم رخشان بنی‌اعتماد هم برایمان بسیار شیرین بود. کارگردان عزیزی که یک دنیا خاطره با فیلم‌هایشان داشتیم به دیدن بازارچه کوچک ما آمدند و بی‌نهایت خوشحال‌مان کردند؛ به خصوص که بر اهمیت کار کوچک ما تاکید داشتند و معتقد بودند که این کارها در شرایط فعلی برای کمک به گروه‌های به حاشیه رانده شده، بسیار مهمند.

رخشان بنی اعتماد در دستادست

رخشان بنی اعتماد در دستادست

جادی و امیرحسین کامیار

در نهایت بسیار خوشحالیم که باز هم در کنار ما بودید. از تمام دوستانی که در اطلاع‌رسانی کمک‌مان کردند سپاسگزاریم. از تمام داوطلبانی هم که برای برگزاری این بازارچه از چند روز قبل تا چند روز بعد در کنار ما بودند، از صمیم قلب متشکریم.

هفتمین بازارچه دستادست

دامن و روسری شماره دوزی
, , ,

اولین تولیدات زنان در طرح “ماندگار شویم”

دامن و روسری شماره دوزی

بازارچه هفتم دستادست در کنار تمام کارهایی که از سراسر ایران گرد آورده بود میزبان اولین محصولات تولیدی زنان در طرح “ماندگار شویم” بود. خوشبختانه این کارها مورد استقبال قرار گرفتند و روز دوم تمام روسری‌ها و شال‌های تولیدی خانم‌ها به فروش رفتند و از دامن‌های دوخته شده تنها سه دامن باقی ماند.

مطالب قبلی درباره ماندگار شویم: https://goo.gl/SYD4OJ

دامن و روسری شماره دوزی

دستادست
, ,

مطلب مهمان- هر انسانی، به تمامی یک جهان است

دستادست

امیرحسین کامیار/ نویسنده و…

نادر ابراهیمی جایی می‌نویسد که عشق به دیگری حادثه است نه ضرورت اما عشق به وطن ضرورت است نه حادثه. من راستش نمی‌دانم عاشق وطن بودن را می‌شود برای هر آدمی ضروری فرض کرد یا نه اما دربارۀ خودم بی‌تردید می‌دانم چگونه با ذره ذرۀ دلم، شیفتۀ این آب‌وخاکم و این دوست داشتن چنان برایم بدیهی است که یک‌بار وقتی آدم عزیزی از من پرسید چرا ایران را دوست داری؟ متعجب نگاهش کردم، گویی که از من پرسیده باشد برای چه مادرت را دوست داری.
بعدها شروع کردم به فهرست کردن هرآن‌چه دربارۀ ایران برایم شوق‌آفرین است: زبان فارسی با تمام آن طنازی‌های و شوخ‌چشمی‌هایش، گنجینۀ حیرت‌انگیز شعر و ادب متعلق به این جغرافیا، میراثی غنی در حوزۀ عرفان که به گمانم روزی در همین نزدیکی راه نجات ما خواهد شد و نشان‌مان خواهد داد چگونه می‌شود ایرانی ماند و مدرن زیست، طبیعتِ توامان شاد و محزون این پهنه، رنگین‌کمان اقوامی که هزاران سال است کنار هم به مسالمت زیسته‌اند و مهم‌تر از همه شاید مردمان ایران که از پسِ سالیانِ سال رنج و درد هم‌چنان به زندگی مومنند و امیدوار.
اشتباه نکنید من چشمم را به روی کژی‌های جامعۀ ایرانی نمی‌بندم. می‌بینم که چگونه گاهی از پسِ هراسی هزاران ساله به ریا کشانده می‌شود، زمان‌هایی دردِ قرن‌ها تحقیر را با خشونت علیه فرودستان پاسخ می‌دهد، اوقاتی مهمان‌نوازی را از یاد می‌برد و برابر مردمان مهربانِ همسایه بی‌رحمانه رفتار می‌کند. من می‌دانم که ترس از بقا چگونه در طی قرون و اعصار به انسان ایرانی آموخته که فردگرایی تنها راه نجاتش است و در این مسیر گاه خودخواهی از حد می‌گذراند؛ من این همه را می‌دانم و با این وجود همچنان این مردمان را دوست می‌دارم. چون درک می‌کنم که پشت هر کدام ازین مظاهر تاریکی‌ چه دردهایی تاریخی نهفته و چگونه کهن‌زخم‌هایی چرک‌‌آلود، پیکر این ملت را مجروح کرده است.
وقتی درک کنی که رفتار آزارندۀ انسانی، ناشی از چه پیشینۀ رنجی در جانِ اوست، دیگر او را بدخو نمی‌پنداری و به جای تازیانۀ تحقیر، مرهم محبت و شفقت برابرش به دست می‌گیری، تو حالا مددکاری نه مدعی‌العموم؛ این را شاید بشود از فرد به یک ملت نیز تعمیم داد. تجربۀ دشوار انقلاب، هشت سال جنگ، تحریم‌های فرساینده، چندین زلزلۀ ویران‌گر، حضور میلیون‌ها پناهنده، خشک‌سالی گزنده، سردرگمی ناشی از ناکارایی سنت… اینها فقط بخشی از دردنامۀ چهل سال گذشتۀ این ملتند. با این همه ، انسان ایرانی امیدوار به آینده باقی مانده است، سلحشور بوده به وقت دفاع، منسجم به هنگام بلا، مسالمت‌جو در طلب تغییر، صبور برابر مصائب اقتصادی و شوخ‌طبع برابر درشت‌گویی بخش‌هایی از حاکمیت.
برای آدمی که منم این‌ها که شمردم برای دوست داشتن این مردمان کفایت می‌کند. همین‌ها کافی است که دلم را کنار دل‌شان بگذارم، عزیزشان بشمارم و برای عزت، آسودگی و کاستن از دردشان، هر آن‌چه که می‌توانم انجام دهم. پس به طور طبیعی هر فرد و نهادی که در این مسیر گام بردارد برایم عزیز خواهد شد و همراهی با آن باعث افتخار. شاید همین‌جا بود که کار من و بچه‌های دستادست به هم افتاد. ایدۀ اصلی دستادست که توان‌مند سازی طبقات ضعیف اجتماع برای زیست سرفرازانه است برایم بسیار جذاب بود، این چیزی است که ایران ما در این سال‌های آتی به شدت به آن نیاز دارد. این که هر کدام از ما تا جایی که در توان داریم برای کاستن از رنج محیط اطراف‌مان اقدام کنیم تا شاید بتوانیم از مساحت این دایره‌های درد در ایران‌مان بکاهیم.
سال‌هاست که دیگر قانع شده‌ام نمی‌توانم جهان را عوض کنم و قادر نیستم رنج روزگاران را بروبم. اما در کنارش باور کرده‌ام هر انسانی، به تمامی یک جهان است و اگر بشود به یک نفر حتا کمک کرد تا کمی آسوده‌تر روزگار بگذراند، این دنیا جای بهتری برای زیستن خواهد بود. سال‌هاست که دیگر از خودم توقع هیچ فداکاری عجیبی در این مسیر ندارم اما یاد گرفته‌ام بعضی وقت‌ها اگر کمی و فقط کمی از میزان رفاهم بکاهم، در خانۀ هم‌وطنی دیگر چراغی روشن خواهد ماند، چشمی تر نخواهد شد، دلی امید از کف نمی‌دهد. دستادست و گروه‌هایی شبیه دستادست، تا وقتی که در این مسیر گام بردارند همراهانی هستند که همت‌شان، سرمایۀ روزگار دشوار این میهن است و کنارشان ایستادن، با آنها شکست خوردن، با آنها پیروز شدن؛ گام گذاشتن در مسیری است که روزی سرانجام سرزمین مادری را آباد خواهد کرد… در دلم یقینی است که می‌گوید ما روزی از پس این همه سیل حادثه، سرانجام به آن بلندِ دور خواهیم رسید. دوست دارم آن‌جا بر بلندای آن قله، بتوانم به خودم بگویم من نیز یکی از کسانی بودم که قدمی برای تحقق این روز مبارک برداشتند، کسانی مثل دوستانم در دستادست.

, , , ,

یک هم‌اندیشی یلدایی

جمعی دستادستی با هم نشستیم و کارهای انجام شده، برنامه‌های پیش رو، چالش‌ها و راه حل‌ها را بررسی و مرور کردیم. از تمام کسانی که در این جلسه حضور پیدا کردند سپاسگزاریم. به امید روزهای بهتری که دستادست هم خلق خواهیم کرد.

جای امضای بعضی دوستان شرکت کننده خالی است.

342

 342-1

رخشان بنی اعتماد
, , ,

خانم بنی‌اعتماد از دستادست حمایت کردند

رخشان بنی اعتماد

خانم رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان صاحب‌نام کشورمان از مجموعه دستادست حمایت کردند 🙂

بازارچه دستادست
, , , ,

بازارچه ششم دستادست در مهرماه

327

بازارچه ششم دستادست ۷ تا ۹ مهر ماه در تهران برگزار خواهد شد. این بار با محصولاتی بیشتر و متنوع‌تر به میان شما خواهیم آمد. تا آن زمان با ما باشید با اخبار بازارچه 🙂