قلاب بافی

ساره هوشمند

تولیدکننده کارهای قلاب‌بافی از خرمبید

قلاب بافی

متولد شهرستان خرمبید و ۳۵ ساله، متاهل و صاحب یک فرزندند. لیسانس منابع طبیعی دارند و چندسالی مرتبط با تحصیلات‌شان شاغل بوده‌اند. اما حالا بعد از هفت سال بیکاری تصمیم گرفته‌اند با قلاب‌بافی درآمد کسب کنند.

مسابقه عکس تی تی کا
, , , ,

مسابقه عکس تی‌تی‌کا

مسابقه عکس تی تی کا

تی‌تی‌کا

گلی که از میان سنگ‌ها می روید

دستادست یک کسب و کار اجتماعی است که با هدف توان‌افزایی تولیدکنندگان محصولات دست‌ساز -با اولویت گروه‌های به حاشیه رانده شده- فعالیت می‌کند. حال در راستای اهدافش قصد برگزاری یک مسابقه عکس را دارد:

با دوربین یا موبایل از هر چیزی/ جایی /آدمی /کاری که فکر می‌کنید می‌تواند به ما و بقیه آدم‌ها شجاعت یک زن در ساختن و خلق کردن را نشان دهد، عکس بگیرید و بفرستید. نشان دهید چطور یک زن با استفاده از دستانش، فکرش، هنر و مهارتش، علم و تخصصش در حال ساختن و نگه داشتن زندگی است. تصویر کنید چگونه در برابر مصائب و مشکلات مقاومت می‌کند و در برابر تمام موقعیت‌های تبعیض آمیز، در برابر تمام ناکامی‌ها، سختی‌ها و… تسلیم نمی‌شود.

– هر عکاس می‌تواند حداکثر پنج عکس رنگی یا سیاه و سفید ارسال کند.

– عکس‌ها را به dastadast@gmail.com ارسال کنید. ایمیل باید حاوی نام، نام خانوادگی و شماره تماس باشد.

– آثار ارسالی باید فاقد هرگونه کادر، قاب، حاشیه، پاسپارتو یا لوگو، امضا یا هر نشانه دیگری باشند.

– آثار فقط باید بصورت Jpeg ارسال شوند و اندازه ضلع بزرگ حداقل ۱۵۰۰پیکسل و حجم هر فایل بیشتر از MB ۲  نباشد.

– عنوان و توضیحات مربوط به عکس‌ها باید در قالب فایل word به همراه عکس‌ها ارسال شوند.

– ارسال عکس‌ها توسط شرکت‌کننده به منزله اعلام مالکیت اثر است و برگزارکننده هیچ‌گونه مسئولیتی در خصوص عدم رعایت مالکیت معنوی عکس‌ها ندارد.

جوایز مسابقه:

نفرات اول تا سوم محصولات دست‌ساز ساخته زنان را به عنوان جایزه دریافت خواهند کرد.

هیأت داوران:

– شادی قدیریان

– امیر علیمی

– سمیرا حاتمی زاده

– سارا زندوکیلی

گاه شمار فراخوان:

مهلت ارسال آثار: ۲۰ خرداد تا ۲۰ تیر ۹۶

داوری آثار: ۳ مرداد ۹۶

برگزاری نمایشگاه:  ۱۲ تا ۱۴ مرداد ۹۶
۴ عصر تا ۱۰.۵ شب

کریمخان، خیابان ایرانشهر، کوچه مهاجر، پلاک ۳۰، طبقه ۳

به دلیل تقاضای بعضی از دوستان، زمان ارسال آثار یک هفته، یعنی تا ۲۷ تیرماه تمدید شد، تاریخ برگزاری نمایشگاه نیز به ۱۲ تا ۱۴ مرداد تغییر پیدا کرده است.

برای دیدن ادامه اخبار مربوط به این مسابقه اینجا کلیک کنید:

مسابقه تی‌تی‌کا 

پاسخ به سوالاتی که درباره این مسابقه از ما پرسیده شده است را به این صفحه اضافه می کنیم:

چند نکته:

  • فکر نکنید چون کار دستادست در حیطه صنایع دستی است لازم است عکس‌های شما هم حتما در این زمینه باشند. با خیال راحت عکس بگیرید، فقط حواس‌تان به چهارچوب موضوعی فراخوان باشد.
  • لازم نیست حتما عکس ما حاصل شکار لحظه‌ای خاص باشد. فکر کنیم، ایده‌پردازی کنیم و در صورت نیاز با کمک دوستان‌مان ایده موردنظرمان را بازسازی کرده و عکس بگیریم.

چرا این مسابقه را برگزار می‌کنیم؟

امیدواریم به بهانه این مسابقه با دید متفاوتی به کار و فعالیت زنان نگاه کنیم. چرا که بسیاری از اوقات عادت‌ها و کلیشه‌های نادرست، نگاه ما به دنیا و آدم‌ها را شکل می‌دهند. آن وقت شاید دیگر شجاعت زنی را که با داشتن سه بچه درس می‌خواند و کار می‌کند نبینیم؛ یا خارق‌العاده بودن زنی را که با وجود سن زیادش هر روز چیزهای تازه یاد می‌گیرد تا بتواند چرخ زندگی را بچرخاند؛ یا توانمندی زنی را که تازه درسش را تمام کرده و تصمیم می‌گیرد با راه انداختن یک کار جدید مستقل شود؛ و حتی تحمل و مقاومت زنی متخصص را که در محیط‌های سخت کاری و با وجود تمام تبعیض‌ها همچنان به کارش ادامه می‌دهد.

می‌خواهیم با هم کار و زندگی را از زاویه‌ای نو ببینیم…

ما می‌خواهیم در نمایشگاه عکس “تی‌تی‌کا” جامعه تلاش زنانی را ببیند که تصمیم گرفتند مسئولیت یک خانواده را برعهده بگیرند،
ما می‌خواهیم جامعه تنوع مهارت‌ها و توانایی‌های زنان در شغل‌ها و محیط‌های کاری متفاوت را ببیند،
ما می‌خواهیم جامعه تنوع نقش‌پذیری و تفاوت این نقش‌ها با هم را، در بین زنان ببیند ( زنی که مادر و در عین حال استاد دانشگاه، راننده و… است)،
ما می‌خواهیم جامعه انواع شرایط و محیط‌های مختلف کار زنان را ببیند و درک کند،
ما می‌خواهیم جامعه نقش زنان را در تولیدات داخل و خارج خانه ببیند،
ما می‌خواهیم جامعه تاثیر زنان در فضاهای کار و فعالیت، همین‌طور بار و فشار مضاعفی را که به دلایلی همچون نابرابری و… باید تحمل کنند ببیند،
ما می‌خواهیم جامعه تغییراتی را که زنان با مقاومت، شجاعت و پشتکارشان به وجود می‌آورند ببیند و…

روز صنایع دستی
,

روز جهانی صنایع‌دستی

روز صنایع دستی

۱۰ ژوئن روز جهانی صنایع‌دستی است. ما دستادستی‌ها هم این روز را گرامی می‌داریم، چون:

– صنایع‌دستی بخشی از تاریخ و فرهنگ ماست. گذشته را نشان‌مان می‌دهد.

– آدم‌ها را از چهارگوشه جهان به هم نزدیک می‌کند. مهم نیست اهل کجاییم، زبان همدیگر را بلدیم یا نه. وقتی از زیبایی کارهای دست همدیگر لذت می‌بریم یک قدم به دوستی و صلح نزدیک‌تر شده‌ایم.

– بدون صرف هزینه اولیه زیاد در دورترین نقاط کشور هم می‌تواند اشتغال‌زا و کارآفرین باشد.

– حافظ محیط‌زیست است. نه آب زیادی مصرف می‌کند، نه برای تولیدش محیط‌زیست آلوده می‌شود.

و…

روز صنایع‌دستی مبارک.

پ.ن: یک مسابقه ویژه دستادستی هم داریم که امروز عصر اعلام خواهد شد. همراه ما باشید!

کسب و کار اجتماعی

مفهوم کسب و کار اجتماعی

کسب و کار اجتماعی

ترجمه و تلخیص: سمیرا داهی

 

برخلاف کسب و کار سنتی، یک کسب و کار اجتماعی به نفع نیازهای اجتماعی عمل می‌کند که جوامع را قادر به عملکرد موثرتر می‌سازد. کسب و کار اجتماعی از طریق ترکیب دانش کسب و کار با میل به بهبود کیفیت زندگی، یک چارچوب لازم برای مقابله با مسائل اجتماعی را فراهم می‌کند.

تمرکز در ریشه‌کن کردن فقر مفرط همراه با شرایط پایدار اقتصادی، باعث ایجاد مدل‌های متعدد با پتانسیل رشد باورنکردنی شده است.

پروفسور یونس با ایده کسب و کار اجتماعی، بعد جدیدی برای نظام سرمایه‌داری معرفی کرده است. در حال حاضر اثربخشی این نوع جدید از کسب و کار نشان داده شده است. یک مدل کسب و کار که به جای تلاش برای به حداکثر رساندن سود درصدد تامین مبرم‌ترین نیازهای بشری است.

 

پیشینه و هدف مدل کسب و کار اجتماعی

 

در سیستم اقتصادی ما در حال حاضر دو نوع اصلی از مدل‌های سازمانی وجود دارد:

بخش خصوصی که در آن شرکت محصولات و خدمات را به منظور دریافت پول می‌فروشد، و سازمان‌های غیرانتفاعی که دولت آن‌ها را حمایت مالی می‌کند مانند بهداشت و درمان و آموزش و پرورش که در آن هر دو بخش دولت و بازار به محدودیت‌های خود می‌رسند، سازمان‌های خیریه ممکن است شکاف‌ را پر کنند. امروزه، ما فراموش کرده‌ایم فقر را با اقتصاد درگیر کنیم و دقیقا همین باعث شده است با وجود این‌که گروه هدف پر از پتانسیل است، اما تا به حال هرگز یک فرصت واقعی نداشته است.

 

منبع: https://goo.gl/4yE7OH

مبارزه رادیکال با نژادپرستی

مبارزه رادیکال با نژادپرستی

مبارزه رادیکال با نژادپرستی

زهیر باقری نوع‌پرست

افکار نژادپرستانه در جوامع طبقاتی فعلی در گونه‌های متفاوت با درجات متفاوت وجود دارد. برای از بین بردن این گونه‌های تعصب راه حل‌های متفاوتی مطرح می‌شود. متداول‌ترین این راه‌حل‌ها این است که نشان دهیم عقاید نژادپرستانه پشتوانه‌ی علمی و عقلانی ندارند و با توجه به جایگاهی که عقل و علم در اعتباربخشی به باورهای ما دارد، داشتن چنین عقایدی نیز برای صاحبان آن دشوار خواهد شد. این راه حل برخی را مجاب خواهد کرد که باورها و عقاید تبعیض‌آمیزشان مبنایی ندارد و باید آن را کنار بگذارند. ولی این راه حل نمی‌تواند تضمینی برای حل مساله و معضل نژادپرستی به طور کلی باشد. راه حلی رادیکال‌تر برای از بین بردن این معضلات توسط سلی هزلنگر- فیلسوف دانشگاه ام آی تی- مطرح شده است که می‌خواهیم در اینجا به آن بپردازیم.

تامی شلبی فیلسوف دانشگاه هاروارد که علاوه بر ابزار فلسفی، به عنوان یک سیاه‌پوست در آمریکا، حضور در جامعه‌ای را که تبعیض نژادی در تار و پودِ تاریخ آن رخنه کرده، تجربه می‌کند، نژادپرستی را نه صرفاً یک باور غلط که یک گونه ایدئولوژی معرفی می‌نماید. منظور او این است که نژادپرستی تنها یک باور غلط نیست، بلکه مجموعه‌ای از باورهای غلط و قضاوت‌های تلویحی است که باعث می‌شوند واقعیت‌های اجتماعی به شکلی غلط و غیرواقعی برای اعضای آن بازنمایی شوند و این بازنمایی غلط خود باعث بروز یا بازتولید تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه شود. غلط بودن این باورهای نژادپرستانه یک مسئله است، مسئله‌ی دیگر این که باورهای غلط زمینه را برای توجیه توزیع ناعادلانه‌ی منابع مادی و دیگر تعبیض‌های اجتماعی فراهم می‌کنند. به عبارت دیگر، کارکرد اجتماعی باورهای نژادپرستانه است که بیشترین اهمیت را دارد نه صرف باورهای نژادپرستانه‌ای که افراد دارند.

برای زیرسوال بردن ایدئولوژی نژادپرستانه، علاوه به اشاره به بی‌عدالتیِ ناشی از نژادپرستی، شلبی به علم و عقل ارجاع می‌دهد. ما می‌دانیم که چیزی به نام «نژاد» در جهان خارج وجود ندارد و از آنجایی که «نژاد» هم وجود ندارد، برتری دادن یک نژاد بر نژاد دیگر هم بی‌معنا خواهد بود.

هزلنگر در حالی که چهارچوب کلی نگرش شلبی را می‌پذیرد ولی سعی دارد با بازسازی تعریف ایدئولوژی، نقدی رادیکال‌تر از نژادپرستی به دست بدهد. هزلنگر به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از نژادپرست‌ها با این استدلال علمی که چیزی به نام نژاد وجود ندارد، مجاب نمی‌شوند.

زیرسوال بردن نژادپرستی صرفاً یک فعالیت «معرفت‌شناختی» نیست بلکه یک مبارزه‌ی سیاسی است. بنابراین، ما نیاز داریم رویکردی به اندازه‌ی کافی رادیکال به نژادپرستی داشته باشیم که با اجرایی شدن آن به هدف سیاسیِ ریشه‌کن شدن نژادپرستی دست یابیم. البته خود شلبی هم عنوان می‌کند که صرف اشاره به غلط بودن باورهای نژادپرستانه نمی‌تواند کمک کند چرا که عواملی مانند تسلط طبقه‌ی حاکم بر رسانه‌ها مانع ترویج این دیدگاه صحیح می‌شوند. ولی یک مسئله این است که چنین نوع نگاهی این نکته را بی‌توجه می‌گذارد که ارائه‌ی دلیل خود بخشی از فعالیت‌های اجتماعی است.

هر یک از ما در یک بستری در جامعه رشد می‌کنیم و با ورود به جامعه و در معرض فرهنگ نژادپرستانه‌ی جوامع موجود قرار گرفتن، به این معناست که با آشنایی با زبان، مفاهیم و فرهنگ نژادپرستانه، در نگرش نژادپرستانه غرقه می‌شویم. بنابراین، گاهی باورهای نژادپرستانه بخشی از هویت شخص به عنوان عضو یک گروه است. در نتیجه نژادپرستی بخشی از هویت افراد است و نه صرفاً یک باور غلط در ذهن آن‌ها. مثلاً وقتی افراد در فرهنگ خود بزرگ می‌شوند، با موسیقی، داستان، جک، بازی و سرگرمی و غیره آشنا می‌گردند و این بخشی از هویت آن‌ها را تشکیل می‌دهد و این‌ها به عنوان بخشی از فرهنگ نژادپرستانه هستند. از آنجایی که این باورهای نژادپرستانه در فرهنگ و بنابراین بخشی از هویت آن‌هاست، بحث کردن با آن‌ها بر سر محتوای باور نژادپرستانه‌شان همیشه مفید واقع نخواهد شد، چرا که حتی می‌تواند حالت تدافع هویتی به خود بگیرد. یعنی افرادی که بخشی از فرهنگشان به عنوان نژادپرستی نقد می‌شود، احساس می‌کنند هویت و فرهنگشان مورد حمله قرار گرفته است و باید از آن دفاع کنند. هم‌چنین فرهنگ‌هایی که بابت زن‌ستیزی مورد نقد واقع می‌شوند و سپس این نقد را به تهدیدی برای موجودیت کل فرهنگ خود تصور می‌کنند و سعی می‌کنند که نشان دهند که در واقع آن‌ها خیلی هم برای زنان احترام و کرامت قائل هستند، نیز از این دست است. در چنین شرایطی حتی اگر یک فرد یا گروه محدودی درون یک فرهنگ، متوجه نژادپرستانه بودن بخشی از فرهنگ خود گردند و بخواهند صدای اعتراض خود را بلند کنند، ممکن است به عنوان خائن، از خودباخته، خودفروخته یا کسی که قدر فرهنگ خود را نمی‌شناسد، مورد حمله قرار گیرند.

برای تغییر دادن تبعیض در سطح یک فرهنگ نیاز است جنبش‌های مدنی و اجتماعی فراگیر و یکدستی وجود داشته باشد و آن‌ها به عنوان یک عمل جمعی به مقابله‌ی سیاسی با نژادپرستی به عنوان یک تبعیض بپردازند و فرهنگ خود را پالایش کنند.

محمد یونس
,

کارآفرین و وام‌دهنده خرد موفق

محمد یونس

ترجمه و تلخیص: میترا نجفی

 

محمد یونس یک اقتصاد‌دان بنگلادشی است که در تاسیس موسسات مالی کوچک سهم بسزایی داشته و هم‌چنین یکی ار موسسین اصلی بانک گرامین می‌باشد. او از زمان دریافت جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۶ تا به امروز به فعالیت‌های خود ادامه داده و هیچ‌گاه از پا ننشسته است.

به عنوان مثال او برای گسترش تئوری خود در کشورهای توسعه‌یافته اقدام به تاسیس موسسه کسب و کار اجتماعی یونس در سال ۲۰۱۱ نموده است. او می‌گوید در تمام جهان،  کسب و کار اجتماعی از اهمیت برخوردار است و تفاوتی بین کشورهای ثروتمند و یا فقیر وجود ندارد. در شرایط فقر و تنگ‌دستی و نداشتن بودجه کافی، متصدیان رفاه اجتماعی در حوزه سامان دادن به بی‌خانمان‌ها، کمبود آب و مشکلات حوزه سلامت در همه کشورهای جهان به یک اندازه در مشکل هستند. استرالیا، امریکا و اروپا، همه مردمان فقیر دارند.

 

در سال ۲۰۱۱ او به تاسیس مراکز و موسسات و بنگاهای کسب و کار اجتماعی به نام یونس در دانشگاه‌های سرتاسر جهان اقدام نمود و علاوه بر آن در دانشگاه سات ولز استرالیا و دانشگاه لاتروب نیز به تاسیس این بنگاه‌ها پرداخت. هم‌چنین در سال ۲۰۱۲ دو مرکز دیگر در نیوزیلند تاسیس شد.

 

جوانان باید آگاهی کافی در مورد مراکز کسب و کار اجتماعی داشته باشند و این‌که بدانند در جهان دو نوع کسب و کار وجود دارد یکی کسب و کاری است که درآمدزا است و دیگری کسب و کاری است که به عواید مالی توجه ندارد و به حل مشکلات موجود بیش‌تر اهمیت می‌دهد. این موارد باید در تمامی دانشگاه‌ها تمرین شود و جوانان بدانند که آنچه در زندگی واقعی انجام می‌دهند به خودشان و راهی که انتخاب می‌کنند، بستگی دارد.

 

یونس در سفری که به ملبورن داشت با روزنامه گاردین مصاحبه‌ای داشت و در این مصاحبه بیان کرد که شکست همیشه ناگوار نیست بلکه شکست از نوع مثبت سرانجام راهش را به سمت تغییرات و اصلاحات پیدا می‌کند. در این سفر او در مورد کسب و کار اجتماعی در استرالیا صحبت کرد. عنوان این سخنرانی این بود: «شکست‌ها به سمت تغییرات مثبت می‌روند»

 

شکست؟ شما که نمی‌خواهید به عصر کمونیسم برگردید، حرکتی انقلابی و خطرناک برای جامعه؟!

 

یونس می‌گوید: اتقلاب حلال مشکلات نیست، بعد از انقلاب قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ شما باید علت و دلیل انقلابی را که کرده‌اید بدانید، شما که نمی‌خواهید به دوران کمونیسم برگردید، مکتبی که هیچ مشکلی را حل نکرد.

 

کاپیتالیسم هم کاری از پیش نبرده و ما را به سمتی سوق می‌دهد که باور کنیم که کسب و کارها را کسانی اداره می‌کنند که در سیستم مالی جهان حرفی برای گفتن دارند و موفق هستند. این نوع از تفکر به نابرابری اجتماعی دامن زد و  همین عامل باعث شد که حکومت‌های غربی سعی بکنند در قرن بیستم قوانینی را وضع کنند که  این نوع تفکر محدود شود.

 

نوع بشر به دنیا نیامده که برای دیگران کار بکند.

 

محمد یونس در مورد ارقامی صحبت می‌کند که نشان می‌دهد  یک درصد از  جمعیت در کشورهای ثروتمند صاحب نود و نه درصد از ثروت جهان هستند و این شرایط روز به روز بدتر می‌شود.

تئوری یونس به دلیل فقر و مصیبت‌های موجود در بنگلادش در سال ۱۹۷۰ شروع شد. اگر به مردم فقیر فرصت خوب و شجاعت داده شود آنها نیز کارآفرین خواهند بود.

نوع بشر برای میلیون‌ها سال بر روی زمین زندگی کرده و هیچ‌گاه برای دیگران کار نکرده است! ما به سمتی می‌رویم که فقط دریافت‌کننده باشیم در حالی‌که ما کشاورز بودیم و در غارها زندگی می‌کردیم و غذای خودمان را تهیه می‌کردیم، ما در آن زمان فرم‌های استخدام را برای یکدیگر نمی‌فرستادیم، پس این روند جزئی از سنت قدیمی ماست.

 

نزدیک به ۱۶۰ میلیون نفر در سرتاسر جهان از نظر مالی در کمبود هستند و در این میان زن‌ها جایگاه زیادی را اشعال نموده‌اند. زنان بی‌سواد روستایی که در مناطق کوهستانی زندگی می‌کنند، وام‌های کوچک ۳۰ یا ۴۰ دلاری می‌گیرند و در عین حال با این مبالغ کم خودشان به افرادی کارآفرین تبدیل می‌شوند، این موارد ثابت می‌کنند که همه ما در ذات گره‌گشا و نوع‌دوست هستیم.

او خاطر نشان می‌کند که گره‌گشایی و کارآفرینی به صورت اخص لطفی است که به زنانی که سرپرست خانواده هستند، تعلق می‌گیرد. زنان سرپرست خانواده در کشورهای توسعه‌یافته و غربی هم که به برابری اهمیت می‌دهند، دیده می‌شوند.

 

در اواسط دهه ۷۰ میلادی، یونس به عنوان پرفسوری جوان و اقتصاددان شروع به پرداخت وام‌هایی با مبلغ ۲۷ تا ۴۲ دلار نمود، او این وام‌ها را به زنان روستایی از بخش جابرا نزدیک دانشگاهش در چیتاگونگ پرداخت کرد. بانک‌ها به افراد فقیر وام نمی‌دهند، احتمالا از این نوع قرارداد در هراس هستند و یا شاید از نحوه بازپرداخت وام نگرانی دارند و البته وام‌دهندگان در قبال پرداخت پول بهره گزافی را طلب می‌کردند. تجربه او در مورد کارآفرینی و کسب و کار اجتماعی موفق بود و با پشتوانه این موفقیت، شروع به گسترش ایده خود در عمل نمود و بانک گرامین را تاسیس کرد.

 

در ۷۶ سالگی، یونس هنوز شور و حال گذشته را داشت گرچه با سیاست‌های خصمانه و جنگ‌طلبانه منتقدین، در بنگلادش به سرکردگی نخست‌وزیر شیخ هسینا روبرو بود. یونس متهم بود که با روش مدیریتی مستقل خود، اختلاس و کلاه‌برداری مالیاتی را ترویج داده است. در سال ۲۰۱۱ دولت به بهانه سن بالای یونس، سعی کرد او را از ریاست بانک گرامین برکنار نماید. در کل احتمالا فقط یک مدرسه اقتصاد با نظریه او مخالف بود و قبول نداشت که بنگاه‌های مالی کوچک بتوانند مردم فقیر را ثروتمند نمایند.

با این حال بانک گرامین امروزه دارای ۹ میلیون وام‌گیرنده است که ۹۷ درصد آن‌ها زن هستند. او می‌گوید: «این زنان فقیر صاحبان اصلی بانک هستند و در طول ۸ سال فعالیت بانک‌داری هیچ‌گاه میزان بازگشت پول کمتر از ۹۹/۶ درصد نبوده است.» قسمتی از ایده محمد یونس در کشورهای ثروتمند، شامل برنامه‌ای در امریکا می‌شد؛ ۱۹ شعبه در یازده شهر امریکا به‌ علاوه ۸ شعبه در نیویورک، حاصل این توسعه بود. او می‌گوید: «ما نزدیک به صد هزار نفر وام‌گیرنده داریم که ۱۰۰ درصد آن‌ها زن هستند و حتی یک مرد هم در میان آن‌ها دیده نمی‌شود.»

 

تئوری یونس درست در زمانی مطرح شد که جهانی‌سازی و انقلاب در تکنولوژی، وجود چنین ایده‌ای را ضروری نشان می‌داد. جهانی‌سازی باعث شد که ساز و کار تولید از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر منتقل شود و در این میان ربات‌های موجود در پروسه تولید، بسیاری از فرصت‌های شغلی را از میان بردند، چرا که کارخانه‌ها به دنبال سود بیش‌تر و هزینه کم‌تر بودند. در کشورهای ثروتمند مشاغل از اهمیت بسیاری برخوردار هستند و مردم این کشورها خواستار امنیت شغلی هستند که دیگر میسر نیست و رفاه اجتماعی با وجود ریاضت‌های اقتصادی موجود به سرعت از بین می‌رود. یونس می‌گوید: تنها راه‌حل برای این معضل حمایت ار بنگاه‌های کسب و کار و کارآفرین است. ایده او درباره کسب و کار اجتماعی – این ایده برای هدف‌های اجتماعی طراحی شده بود و نه برای منفعت‌طلبی – راه‌حلی شد برای مشکلات زیست محیطی و اجتماعی که به دلیل رقابت‌های موجود در قالب سرمایه‌داری، ایجاد شده بود. تعدادی از شرکت‌های پیشگام تقریبا از این تئوری حمایت کردند. او می‌گوید: «هدف این شرکت‌ها -خیرخواهی حقیقی، تبلیغات خوب و سبزشویی* است- بسیار برای‌شان مهم است.

 

فرانسه در این مقوله پبشگام است. آن هیدالگو، شهردار پاریس، قصد دارد پاریس را به یک شهر با شاخص‌های کسب و کار اجتماعی تبدیل نماید. او متعهد شده است که این ایده را به صورت یک شاخص اصلی در بازی‌های المپیک ۲۰۲۴ لحاظ نماید، البته اگر فرانسه به عنوان میزبان بازی‌های المپیک انتخاب شود. یونس می‌گوید: «بسیاری از مشاغل اصلی فرانسه در درون خود کسب و کارهای فرعی به صورت زیر مجموعه دارند که به موازات شرکت‌های اصلی و به همان صورت، مدیریت می‌شوند.»

 

دنن، یک کارخانه لبنیات فرانسوی است که تولید ماست غنی‌شده را برای کودکان بنگلادشی که دچار سوءتغذیه هستند، برعهده گرفته است. دنن در سال ۲۰۰۷ کارخانه‌ای با نام «دنن گرامین» تاسیس نمود. کارخانه آب آشامیدنی «وئولیا» نیز همین مسیر را طی کرد تا آب سالم برای کودکان روستاهای بنگلادش تولید نماید و هم زمان شرکت غذایی «مک کین» امریکایی، به کشاورزان کلمبیایی کمک کرد تا سطح زیر کشت محصول خود را بالا ببرند و از این طریق میزان محصول‌دهی را افزایش دهند.

 

حجم سرمایه‌گذاری برای این مشارکت‌ها از شرکت‌هایی تامین می‌شود که هیچ بهره‌ای را انتظار ندارند بلکه تنها خواستار بازگشت اصل سرمایه خود در زمان تعیین شده، هستند. یونس می‌گوید: «ما فقط سرمایه‌ها را جذب می‌کنیم، صدها یورو و مبالغی نزدیک به آن اما این امکان را به شرکت‌های سرمایه‌گذار می‌دهیم که با نام خودشان این سرمایه‌گذاریها را انجام بدهند.» یونس عقیده دارد افراد مشغول در این مشاغل، علاوه بر حقوق ماهیانه خود یک حس رضایت را هم تجربه می‌کنند حتی متصدیان این شرکت‌ها هم از این رویه لذت می‌برند، برای آنها مهم نیست که با سود کم‌تر به کودکان فقیر یک کشور و مادران تنها کمک بکنند و این‌که افراد شاغل در این شرکت‌ها هم از رویه متصدیان احساس غرور و رضایت دارند.

 

*سبزشویی به تجارتی گفته می‌شود که با محصولات یا فعالیت‌هایش به محیط زیست صدمه بزند و عوام‌فریبی کند. بعضی از شرکت‌ها، از این شیوۀ غیرمحتاطانه استفاده می‌کنند تا فقط خواست مشتری و انتخاب او را برآورده کنند و در برابر محیط زیست مسئول شوند.

 

منبع: goo.gl/7N4to3

دیجیتال سبز
,

دیجیتال سبز

دیجیتال سبز

ترجمه و تلخیص: نرگس منصوری

 

دیجیتال سبز، یک سازمان غیرانتفاعی پیش‌رفته بین‌المللی است که از طرح خلاقانه‌ی دیجیتالی برای جوامع در حاشیه استفاده می‌کند تا زندگی این جوامع در مناطق جنوب آسیا و صحرای جنوبی آفریقا را بهبود دهد.

 

آشنایی با نمونه‌ای از کسب و کار اجتماعی از زبان خودشان:

 

ما اطلاعات و دانش خود را در حوزه‌های گوناگون مانند ارتقای کشاورزی، معیشت٬ سلامتی و تغذیه با مردم بومی، نهادهای شهری و نهادهای خصوصی به اشتراک می‌گذاریم. این کار با استفاده از ویدئوهای ساخته شده‌ی محلی و انتشار آن‌ها به وسیله‌ی مردم انجام می‌شود. در یک ارزیابی کنترل شده مشخص شد این رویکرد ۱۰ برابر مقرون به صرفه‌تر از روش‌های قدیمی است و فعالیت‌های جدید آن ۷ برابر بیش‌تر از روش‌های قدیمی جذابیت دارد.

 

در حال حاضر در حال اجرای پروژه‌هایی با همکاری ۲۰ نهاد در ۹ منطقه در هند، بخش‌هایی از اتیوپی، افغانستان، غنا، نیجریه و تانزانیا هستیم.

 

از سال ۲۰۰۸ تا ماه ژوئن ۲۰۱۶ توانسته‌ایم از بین ۱۳۵۹۲ روستا با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر به ۴۴۲۶ ویدئو برسیم که نشان‌دهنده پیش‌رفت خوب در این راستا است.

 

۵۷۴۲۲۲ نفر از بینندگان این ویدئوها، یک یا دو فعالیت از آموزش های این فیلم‌ها را ترویج داده‌اند.

 

* رویکرد

 

ما به جوامع حاشیه‌نشین قدرت می‌دهیم تا ویدئوهای محلی و مشارکتی بسازند و به گروه‌هایی از خود این افراد برای انتشار این ویدئوها کمک می‌کنیم. این ویدئوها از جامعه، به وسیله‌ی جامعه و برای جامعه است.

 

این رویکرد شامل این موارد می شود:

 

۱) مراحل مشارکتی تهیه‌ی فیلم برای فعالیت‌های بهبود معیشت.

 

۲) آموزش فردی برای انتشار فیلم و آموزش آن.

 

۳) فراهم‌سازی نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای لازم و اتصالات دیجیتالی برای اینترنت.

 

۴) تکرار یک مدل با ابزارهای تحلیلی برای پرداختن به نیازها و منافع جامعه.

 

مدیریت داده‌ی ما که “اتصال آنلاین- اتصال آفلاین” (COCO) نام‌گذاری شده است و هم‌چنین مجموعه‌ی در دسترس، هر دو برای جمع‌آوری و تحلیل، انتشار و مطابقت با منافع جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

منبع: http://www.digitalgreen.org

يك زن قدرتمند و يك روستای موفق
,

یک زن قدرتمند و یک روستای موفق

یک زن قدرتمند و یک روستای موفق

ترجمه و تلخیص: سمیرا داهی

 

رادها دوی نام زنی است که به همراه همسرش در یک روستای کوچک در هند زندگی می‌کنند. آنها به عنوان مزرعه‌دارانی کوچک، برای امرار معاش تنها به محصولات کشاورزی از مزرعه کوچک خود وابسته بودند و هم‌چنین یک فروشگاه کوچک تعمیر دوچرخه داشتند و این تنها درآمد آن‌ها تا سال ۲۰۱۴ بود.

رادها دوی می‌گوید تامین هزینه‌های مدرسه فرزندان‌مان باعث می‌شد که ما همیشه تحت فشار مالی باشیم بنابراین به عنوان یک منبع درآمد دیگر، آن‌ها شروع به پرورش بز کردند.

 

در سال ۲۰۱۴ انجمن ارتقا معیشت ایالت  Jharkhand هند (JSLPS) فعالیت خود را در محل زندگی آن‌ها گسترش داد. آن‌ها زنانی را از هر روستا انتخاب می‌کردند تا آموزش دهند. رادها تقاضا داد و انتخاب شد.

 

رادها دوی تحت عنوان APS  در سپتامبر ۲۰۱۴ آموزش داده شد و کار خود را در زمینه پرورش بز شروع کرد. در ابتدا همسر او کمی راجع به کار او نگران بود و شک داشت که او بتواند موفق شود. به همین علت سعی کرد که اورا از کارش بازدارد چون فکر می‌کرد همسرش ممکن است به علت مرگ بزهای مردم دیگر سرزنش شده و مقصر شناخته شود اما رادها دوی عقب‌نشینی نکرد. او در ابتدا باعث شد که بزهای خودش دوباره راه بروند و هر ۱۰تایشان سالم شوند این موضوع باعث امید و اطمینان زیادی در او و همسرش شد.

 

برانگیختن روستاییان و بدست آوردن اعتماد آنها کار بسیار دشواری بود ولی دوی تسلیم نشد. کار سخت و تلاش و کوشش او باعث برانگیختن اعتماد و اطمینان روستاییان به او شد و آن‌ها برای آزمایش بزها و مرغ‌های خود از او دعوت کردند.

 

در آوریل ۲۰۱۵ دوی به یک سفر آموزشی در لاکنو، جهت اطمینان از سلامت بزها رفت که باعث پربارتر شدن تجربه و سابقه کاری وی شد. دوی می‌گوید پیش از این دوره، من هرگز در جایی خارج از روستای محل زندگیم نبوده‌ام و هم‌چنین در هیچ دوره آموزشی شرکت نکرده بودم.

 

در ژانویه ۲۰۱۶، او سطح دوم آموزش خود را از انجمن JSLPS با آموزش رویکرد سبز دیجیتال و با استفاده از ویدیوهای آموزشی دریافت کرد.

 

دوی می‌گوید: «بهره‌گیری و استفاده از ویدیوهای آموزشی راه و روش من را در تعامل با روستاییان تغییر داد، من هم‌اکنون ویدیوهای آموزشی انجمن JSLPS را برای انتشار دانش و آموخته‌هایم بکار می‌برم و این کار مرا بسیار آسان کرده است. این‌کار باعث می‌شود مردم پس از تماشای ویدیوهای آموزشی روش‌های پیشنهادی را راحت‌تر بکار گیرند.»

 

او می‌گوید هر روز خانواده‌های بیش‌تری در روستای ما به پرورش بز روی می‌آورند. امسال ۱۵ خانواده جدید پرورش بز را آغاز کردند و تعداد کل افرادی که به پرورش بز می‌پردازند در روستای ما هم اکنون ۵۵ نفر است.

 

دوی با افتخار می‌گوید: پرورش مرغ نیز به ۸۴ خانواده افزایش یافته است که ۱۴ خانواده امسال شروع به کار کرده‌اند.

حجم کاری او نیز در مقایسه با سال گذشته افزایش پیدا کرده است. در سال جاری او، به تنهایی باعث بهبود ۷۰۰ بز شد و ۶۰۰ بز را واکسینه کرد که این یک رکورد در انجمن محسوب می‌شد در نتیجه در آمار مرگ‌ومیر بزها و مرغان کاهش قابل ملاحظه‌ای بوجود آمد و روستاییان از کار او خوشحال هستند.

 

دوی خوشحال است و می‌گوید: «شکی نیست که پرورش بز به امرار معاش روستاییان کمک کرده است. اکنون این روستا بخاطر بزهایش شناخته شده است و مردم برای خرید بز مستقیم به روستا می‌آیند و روستاییان حتی به بازار رفتن نیز نیازی ندارند.

علاوه بر این، پرورش بز وابستگی روستاییان به کود گاو را نیز کاهش داده است و همه در روستا از فضولات بز برای کود در کشاورزی استفاده می‌کنند.»

 

دوی دارای ۳۱ بز است. تعداد بزها در روستای او از ۳۰۰ به ۷۰۴ رسیده است و تعداد مرغ و ماکیان هم اکنون حداقل ۱۳۰۰ عدد است.

 

او می‌گوید: «من هم‌اکنون  به‌طور متوسط ماهیانه ۳۵۰۰ تا  ۴۰۰۰ روپیه درآمد دارم که این یک درآمد اضافی برای خانواده‌ام است. من این پول را برای خرید شیر برای بچه‌هایم و نیازهای مدرسه آنها صرف می‌کنم. علاوه بر این کار من باعث کسب احترام و شهرت زیادی برای من شده است و هم اکنون تمام روستاییان مرا می‌شناسند.»

 

منبع:

goo.gl/xYWIq7

سولار سیستر در آمریکا
,

سولار سیستر (Solar Sister) در آمریکا

سولار سیستر در آمریکا

ترجمه و تلخیص:

سید رشید شاهچراغ

 

روشنایی، امید، فرصت

 

ریشه‌کنی فقر با توسعه و توانمندسازی زنان و استفاده از فرصت‌های اقتصادی ممکن است. ما این موضوع را با ترکیب تولید انرژی‌های پاک (انرژی خورشیدی) و فروش مستقیم آن به وسیله زنان انجام داده‌ایم.

 

با این شیوه در دوردست‌ترین و فقیرترین مناطق آفریقا می‌توانیم انرژی، روشنایی و امید را به ارمغان بیاوریم.

 

سرمایه‌گذاری در حوزه زنان علاوه بر این‌که کاری صحیح است، هوشمندانه نیز است.

سولار سیستر کسب و کاری پایدار  است که در حوزه زنان ایجاد شده است.

می‌توان این‌گونه گفت که سرمایه‌گذاری در زمینه زنان در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده است.

 

برخی از دستاوردهای این کسب و کار به شرح زیر می‌باشند:

 

– کارآفرینی

گسترش کارآفرینی با ۲۵۰۰ سیستم خورشیدی.

 

– توانمندسازی زنان

سیستم‌های انرژی خورشیدی یکی از انواع مدل‌های توانمندسازی زنان در بخش صنعت و تکنولوژی است.

 

– آموزش

با تولید نور خورشیدی ساعت مطالعه و دسترسی به روشنایی برای مطالعه به میزان ۴ ساعت افزایش می‌یابد.

 

– سلامتی

سیستم‌های خورشیدی باعث کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی می‌شود. همان‌طور که می‌دانید استفاده از این سوخت‌ها باعث ایجاد خطر سوختگی و آلودگی هوا می‌شود.

 

– بهبود زندگی و معیشت مردم

با برق تولید شده می‌توان رفاه را از طریق صرفه‌جویی در انرژی افزایش داد.

 

– افزایش رفاه خانواده

ذخیره انرژی باعث حفظ پول و کمک به توانمند‌سازی خانواده برای جلوگیری از فقر می گردد.

 

– بهبود خانواده‌ها

زنان درآمد حاصل از این بخش  را برای بهبود خانوادشان صرف می‌کنند که این باعث افزایش سطح رفاه زندگی خانواده آن‌ها می‌شود.

 

– دست‌رسی روستاها به انرژی

این برنامه باعث می‌شود ۶۰۰ میلیون نفر در آفریقا به برق دست‌رسی داشته باشند.

 

– ایمنی

ایجاد چراغ‌های روشنایی در شب باعث افزایش ایمنی برای سفر و رانندگی است.

 

– دست‌رسی به اینترنت

۸۵ درصد جمعیت روستایی از تلفن خود برای کسب و کار و اتصال به اینترنت استفاده می‌کنند. و تنها ۵ درصد مکانی برای شارژ آن‌ها دارند.

 

– اجاق‌های پاکیزه

استفاده از الکتریسیته در اجاق‌های گرمایشی ۲/۳ نسبت به سایر سوخت‌ها مفیدتر و سالم‌تر است، علاوه بر این باعث صرفه‌جویی در زمان و هزینه‌های خانواده می‌شود.

 

– محیط زیست

استفاده از برق در اجاق‌های آشپزی باعث کاهش مصرف سوخت به میزان ۶۰-۳۰ درصد، و در نتیجه آن کاهش گازهای گلخانه‌ای و انتشار کربن دی‌اکسید کم‌تر و کاهش اثرات مضر آن در جنگل‌ها، زیستگاه‌ها، و تنوع زیست محیطی می‌شود.

 

منبع: goo.gl/BWGo4L